فرشاد
شيطان هركاري كرد آدم سيب نخورد ، بعد رو كرد به حوا گفت : بخور واسه پوستت خوبه
فرشاد
سلام. به سیستم گویای نانوایی شاطر اکبر خوش آمدید؛ جهت اطلاع از قیمت نان عدد ۱، ثبت نام خرید نان به صورت قسطی عدد ۲، طرحهای تشویقی رنگی عدد ۳ و شرکت در قرعه کشی پنج نان ریگان در هفته عدد ۴ را فشار دهید.
فرشاد
یه یارو میره با پژو 206 مسافرکشی میکرده. 4 نفر رو سوار میکنه بعدش خیلی تند میره . اولی میگه آقا خیلی داری تند میری . راننده میگه تا حالا 206 داشتی ؟ طرف میگه نه . میگه : پس خفه شو . همین طور سرعت رو میبره بالا و تا نفر سوم همین جواب رو میده . چهارمین نفر میگه آقا خیلی تند میری . میگه تا حالا 206 داشتی . میگه : آره . راننده میگه : پس تورو خدا بگو ترمزش کدومه
آزاده ایــرانی
گرمي دستات.
سرخي لبهات.
تپش قلبت.
نرمي صدات.
همش مال فشاره خونه .صد دفعه گفتم برو دكتر.
فرشاد
غضنفر راديولوژيست ميشه به مريض ميگه:تو عكستون يه شكستگي تو دنده راست سينتون ديدم اما اصلا نگران نباشید با فتوشاپ درستش كردم
فرشاد
غضنفر ميره دستشوئي زنونه ميگيرنش ميگن : مگه کوري نميبيني زنونست؟ ميگه من چکار کنم اينجا نوشته: زنا، نه! اونطرف هم نوشته: مردا، نه
آزاده ایــرانی
طرف می خوره به دیوار کمونه می کنه
آزاده ایــرانی
غضنفر پاشو میزاره رو پای یه نفر ، یارو میگه : هی بیشعور مواظب باش
یه دفه همه به غضنفر نگاه میکنن
غضنفر میگه : چیه ؟؟! بیشعور ندیدین !!!؟؟
آزاده ایــرانی
اگه کریستف کلمب زن داشت آمریکا کشف نمی شد...
چون زنش میگفت : کجا میری؟
با کی میری؟
کی برمیگردی؟
چرا تو؟
مگه چقدر بهت میدند؟
زن هم تو کشتی هست؟
واقعا میری اکتشاف؟
آخه مامانم اینا قراره فردا بیان اینجا
فرشاد
شیخ را اطلاع همی دادند که قیمت بلیط هواپیما فزونی گرفته . فرمود: آن پول ، دیه ی شماست که پیشاپیش ز شما همی گیرند. پس مریدان سکته ها کردند
آزاده ایــرانی
غضنفر داشته دستاي خره شو با اره ميبريده، بهش ميگن چيکار ميکني بدبختو؟ ميگه به شما چه مال خودمه ميخوام کانگوروش کنم
آزاده ایــرانی
اگر انسانها در طول عمر خويش فعاليت مغزشان به اندازه يك ميليونيوم معدهشان بود، اكنون كره زمين تعريف ديگري داشت.
آزاده ایــرانی
فکر میکنی خیلی زررنگی؟
نه عزیزم.
زرنگ تو نیستی.زرنگ نوشابست که همه ازش لب میگیرن.زرنگ افتابست که همه رو دید میزنه.زرنگ زنبور عسله که همه چیزشو میخورن.
دیدی زرنگ تو نیستی؟
آزاده ایــرانی
جواني مي خواست زن بگيرد به پيرزني سفارش کرد تا براي او دختري پيدا کند.
پيرزن به جستجو پرداخت، دختري را پيدا کرد و به جوان معرفي کرد وگفت اين
دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگي فراهم خواهد کرد.
...
جوان گفت: شنيده ام قد او کوتاه است
پيرزن گفت:اتفاقا اين صفت بسيار خوبي است، زيرا لباس هاي خانم ارزان تر
تمام مي شود
جوان گفت: شنيده ام زبانش هم لکنت دارد
پيرزن گفت: اين هم ديگر نعمتي است زيرا مي دانيد که عيب بزرگ زن ها پر
حرفي است اما اين دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفي نمي کند و سرت را به
درد نمي آورد

15 سال و 4 ماه و 23 روز و 17 ساعت و 17 دقيقه قبل
15 سال و 4 ماه و 23 روز و 17 ساعت و 13 دقيقه قبل