فرشاد
یارو با خوشحالي به دوستش ميگه بالاخره اين پازل رو بعد از 3 سال حل كردم . دوستش ميگه: 3 سال زياد نيست؟ ميگه: نه بابا رو جعبه اش نوشته 3 تا 5 سال!
فرشاد
یک بار یه غضنفر میره پیش دکتر میگه:آقای دکتر از صبح تا حالا کمرم راست نمیشه؛ دکتر یه نگاه به سر تا پای غضنفر کرد وگفت:آقا علتش معلومه؛ چون دکمه یقه ات را به دکمه شلوارت وصل کرده ای.!!!!
فرشاد
کارمندی به دفتر رئیس خود میرود و میگوید: «معنی این چیست؟ شما ۲۰۰ دلار کمتر از چیزی که توافق کرده بودیم به من پرداخت کردید.» رئیس پاسخ می دهد: «خودم میدانم، اما ماه گذشته که ۲۰۰ دلار بیشتر به تو پرداخت کردم هیچ نکردی.» کارمند با حاضر پاسخ می دهد: «درسته، من معمولا از اشتباه های موردی می گذرم اما وقتی تکرار می شود وظیفه خود می دانم به شما گزارش کنم!»
آزاده ایــرانی
غضنفر سرش رو می کنه داخل حجرالاسود بوس کنه ، سرش گیر می کنه میگه گلط کردم دیگه گناه نمی کنم ، خدایا منو نخور!!!
آزاده ایــرانی
غضنفر با دوست دخترش میرن پارك غضنفر میگه :عزیزم اگه این درخت كاج زبون داشت الان به ما چی میگفت ؟ دختره میگه اگه زبون داشت میگفت احمق من زردآلوام نه كاج ...
آزاده ایــرانی
غضنفر میره جوراب فروشی و میگه : آقا من جوراب می خوام . فروشنده میگه : مردونه . غضنفر هم دستش را دراز میکنه و دست میده و میگه : مردونه
آزاده ایــرانی
وقتی خدا داشت شوهر را خلق می کرد، به زنان قول داد که شوهر خوب و ایده آل در هر گوشه از جهان یافت خواهد شد...
سپس زمین را گرد آفرید!
آزاده ایــرانی
هواپیما داشت سقوط می کرد همه داشتن جیغ میزدن به جز غضنفر! ازش می پرسن چرا تو ساکتی ؟ میگه : ماله بابام که نیست بذار سقوط کنه
آزاده ایــرانی
دختره می پرسن نامزدت چه شکلیه ؟ میگه مثل اسب نجیب . مثل پلنگ مهربون . مثل شیر قوی . مثل عقاب تیز بین . دوستش میگه کی میریم باغ وحش نامزدت رو ببینیم
آزاده ایــرانی
هميشه براي خودكشي زود است…صبر كنيد…شاهد اوضاع بدتر هم خواهيد بود.
آزاده ایــرانی
به پیرزنه میگن : ننه ؛ شوهرت بدیم یا بفرستیمت مکه؟؟
میگه: ننه ؛ مکه که فرار نمیکنه
آزاده ایــرانی
فرقی نمی کند دیگر چوپان دروغ بگوید یا راست ، گرگ های این حوالی آنقدر گرسنه اند که آدم ها را هم می درند!
آزاده ایــرانی
غضنفر به قسمت شفاهی امتحان پایه یكش میرسه.. ساعت سه نیمه شبه شما در كامیونت هستی شاگردتم كنارت خوابه برف هم شدیدا داره میباره جاده یكطرفس اینورت دره اونورتم كوههه... كامیون دیگه از روبروت با سرعت داره میاد طرفت اولین كاری كه باید بكنید چیه. غضنفر میگه فوری شاگردمو بیدار میكنم... برای اینكه فكر نكنم اونهم تا حالا تو عمرش همچین تصادفی رو دیده باشه...
آزاده ایــرانی
خره زیر ابرو بر میداره میگه:به من بگین آهو