بیـ تو بـا تو
يکي از ورزشهاي مخصوص خانمها اينه که هر موقع آقايي رو مي بينند شکمهايشون رو ميدن تو
آزاده ایــرانی
از یکی میپرسن گشنگی سخت تره یا عاشقی ؟ میگه از قدیم گفتن گشنگی نكشیدی كه عاشقی یادت بره ولی شما تا حالا تو خیابون دستشوئیت نگرفته كه جفتش یادت بره؟؟
آزاده ایــرانی
به غضنفر ميگن : يه ميوه خوشمزه ، آبدار و شيرين نام ببر ، ميگه : . . . . . . خيار ! بهش ميگن : خيار كجاش آبدار و شيرينه ؟ غضنفر ميگه : با چايی شيرين بخور ، نظرت عوض ميشه !! D:
فرشاد
غضنفر قبر کن بوده یه روز داشته یه مرده رو خاک می کرده که یهو مرده زنده میشه و همه فرار می کنن ، بعد از یکی دو دقیقه غضنفر داد می زنه: برگردید برگردید، نترسید، کشتمش
فرشاد
بیشتر مردها ۲ آرزوی بزرگ دارند، اول داشتن خونه، دوم داشتن ماشین برای فرار از خونه
فرشاد
به غضنفرميگن....ميس كال چيه؟ميگه يه نوع مقياس وزن هست...نشنيديد؟ مثلا" ميگن يه ميس كال زعفران
فرشاد
روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند آنها تصمیم گرفتند تا قایم باشک بازی کنند. انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت. او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد. همه پنهان شدند الا نیوتون ... نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد، دقیقا در مقابل انیشتین. انیشتین شمرد 97, 98, 99..100… او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده. انیشتین فریاد زد نیوتون بیرون( سک سک) نیوتون بیرون( سک سک) نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم. او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم !!! ... تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست ... . . . . . . . . . . نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام ... که من رو،نیوتون بر متر مربع میکنه ......... و از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر "یک پاسکال" می باشد بنابراین من "پاسکالم" پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال سک سک) !!!
فرشاد
رفيق غضنفر بابا ش مرده بوده هي بي تابي ميكرده .دوستاش بهش ميگن برو دلداريش بده.ميره پيشش ميگه: ناپلون رو كه ميشناسي؟ اينهمه جنگ و فتوحات كرد اخر مرد.انيشتنم كه ميشناسي؟اينهمه كشف و اختراع كرد اخرش مرد.باباي تو كه هيچ عددی نبود تو اينقدر براش بي تابي ميكني.
فرشاد
غضنفر ميميره ميره اون دنيا، ازش ميپرسن چي شد مردي؟ ميگه داشتم شير ميخوردم ! ميگن: شيرش فاسد بود؟ ميگه نه بابا، گاوه يهو نشست
فرشاد
به عضنفر می گن برو با اره برقی 1000تا درخت بکن می ره 996 تا می کنه خسته می شه می شینه .می گن چرا نشستی؟روشنش کن 4تا دیگه هم بکن .می گه : ا مگه روشنم می شه؟
فرشاد
مردی از اینکه زنش به گربه خانه بیشتر از او توجه میکرد ناراحت بود، یک روز گربه را برد و چندتا خیابان آنطرف تر ول کرد ولی تا رسید به خانه، دید گربه زود تر از اون برگشته خونه، این کار چندین دفعه تکرار شد و مرد حسابی کلافه شده بود. بالاخره یک روز گربه را با ماشین گرداند، از چندین پل و رودخانه پارک و غیره گذشت و بالاخره گربه را در منطقه ای پرت و دورافتاده ول کرد. آن شب مرد به خانه بر نگشت آخرشب زنگ زد و به زنش گفت: اون گربه کره خر خونه هست؟ زنش گفت: آره مرد گفت: گوشی رو بده بهش، من گم شدم!
فرشاد
به غضنفر میگن: آروغ چیه؟ میگه: سلسله بادهای صداداری که راهشون رو در دستگاه گوارشی گم کردهاند!