aynor
گفتی چشم ها راباید شست. شستم ولی.... گفتی جور دیگر باید دید. دیدم ولی... گفتی زیر باران باید رفت. رفتم ولی... او نه چشم های خیس و شسته ام را و نه نگاه دیگرم را.هیچکدام را ندید!!! فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت: (دیوانه ی باران زده!!!)
aynor
شکسپیر میگه:کسی رو که دوست داری.هر چند وقت یکبار بهش یاداوری کن.تا فراموش نکنه قلبی براش میتپه :این یک یاد اوریست!!!!!!!
ســجـی
روزي ازم پرسيد منو بيشتر دوست داري يا زندگيتو .... خب منم راستشو بهش گفتم .... گفتم زندگيمو .... ازم نپرسيد چرا .! گريه كرد و رفت اما نميدونست كه اون زندگيمه
ســجـی
شايدسالها بعد درگذر جاده ها بي تفاوت ازكنارهم بگذريم وبگوييم آن غريبه چقدر شبيه خاطراتم بود
ســجـی
مصرعي از قلب من با مصرعي از قلب تو شاه بيتي مي شود در دفتر ديوان عشق .
ســجـی
عشق مانند جنگ است...... آسان شروع مي شود....... سخت پايان مي يابد......... و فراموش کردنش محال است،
ســجـی
تنهايي آدمها يه دريا عمق داره ، ولي پر کردنش با يه ليوان محبت ممکنه .
ســجـی
در خيـال ِ مـن بمـان ، امـا خودت بـرو ! آنکه در رويـاي مـن است مـرا دوست دارد ، نـه تـــو ..
ســجـی
از ماضي ها و مضارع ها خسته ام دلم براي يک حال ساده تو را ديدن تنگ است . . . !!
ســجـی
کاش لحظه های با تو بودن مثل خط سفید جاده بود, تکه تکه میشد ولی قطع نمیشد.
ســجـی
آموخته ام كسی كه یادم نكرد من یادش كنم شاید او تنها تر از من باشد..
آزاده ایــرانی
برای کشتن یک پرنده نیازی به شکستن گردنش نیست پرهایش را که بچینی خاطرات پرواز روزی هزار بار او را خواهد کشت
آزاده ایــرانی
مداد برداشتی طرح مرا نه آنگونه که هستم همانگونه که می خواستی کشیدی تمام بهانه رفتنت ! ... این است که عوض شده ام ... مداد را بر می دارم طرح تو را همانگونه که هستی میکشم میتوانی بروی
آزاده ایــرانی
همه ي ما يکي و داريم که نه مي تونيم باهاش باشيم نه مي تونيم فراموشش کنيم
آزاده ایــرانی
آشتی خواهــم داد آشــــنا خواهم كرد راه خواهـــم رفــت نــــور خواهم خورد ...دوست خواهم داشت