از یاد رفته...
دیگر نمی خواهم عاشق شوم.. دلم را در جعبه ای می گذارم.. درش را محکم می بندم و رویش می نویسم ا این دلشکسته..... دیگر شکستنی نیست....
از یاد رفته...
دیگر احتیــاط لازم نیستــــــ… شکستنی ها شکست، هرطور مایلیـــــد حمــــل کنیــــــد…!!!
از یاد رفته...
درد مرا شمعـــــــــی می فهمد … که برای دیدن یـــــــک چیز دیگــــر ، آتشـــــــــش زدنــــد …
از یاد رفته...
بی خیال است… خیلی بی خیال… همان کسی که… تمام خیال من است…
از یاد رفته...
شاید آرام تــر می شدم فقــط و فقـــط… اگر می فهمیدی ، حرفهایم به همین راحتــــی که می خوانی نوشته نشده اند !!!
از یاد رفته...
برای تــــــو برای چشم هایــت برای مـــن برای درد هایـــم برای م ا برای این همه تنـــهایی ای کــــاش خدا کاری کـــند…
از یاد رفته...
از تــــو چه پنهان ، گاهی آنقدر خواستنی می شوی که شروع می کنم به شمارش تــک تــک ثانیه ها برای یک بار دیگر رسیدن ، به تـــــــــــو …
از یاد رفته...
تو هم شده ای انقلاب زندگی من…. حالا هر آنچه در زندگی من است تاریخ دار شده… قبل از ” تــو ” …. بعد از ” تـــو ” ….
از یاد رفته...
کوچ پرندگان به مــــن آموخت ، وقتی هوای رابطه ســــرد است ، باید رفتـــــــــــــــ
از یاد رفته...
چه سخت است، تشییع عشق بر روی شانه های فراموشی ، و دل سپردن به قبرستان جدایی ، وقتی که میدانی پنج شنبه ای نیست ، تا رهگذری ، بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند…
از یاد رفته...
در آغـــوش خودم هستـــم! مـــن خودم را در آغوش گرفتـــه ام…! نه چنـــدان با لطافتــــ نه چنـــدان با محبتــــ… امـــا وفـــادار….وفـــادار….
از یاد رفته...
خنــــــده دار است…نه؟! که تـــــو هی مرا دور بزنی و مـــن دلــــــــم را خوش کنم که در محاصـــره ی توام …
از یاد رفته...
دیدی که سخــــت نیســـــت تنها بدون مــــــــــن ؟!! دیدی صبح می شود شب ها بدون مـــــــــن !! این نبض زندگی بــــــــی وقفه می زند… فرقی نمی کند با مــــــن …بدون مــــــن… دیــــــروز گر چه ســـــــخت امروزم هم گذشت …!!! طوری نمی شود فردا بدون مــــــن !!!…
از یاد رفته...
تنها بودن قدرت می خواهد ، و این قدرت را کسی به من داد ، که روزی می گفت تنهایت نمی گذارم…
از یاد رفته...
نشانی ام عوض نشده هنوز در همین خانه ام…! فقط دیگر… زندگی نمی کنم !