blackeye
بايد بدجنس باشي تا عاشقت باشن ؛ بايد خيانت كني تا ديوونه ات باشن ؛ بايد دروغ بگي تا هميشه تو فكرت باشن ؛ اگه ساده اي ، اگه باوفايي ، اگه يك رنگي ، هميشه تنهايي...
blackeye
رفتی......... رفتنت... نبودنت... نامردیت... هیچکدوم نه اذیتم کرد نه واسم سوال شد... فقط یه بغض داره خفم میکنه...چه جوری نگات کرد که منو تنها گذاشتی؟
blackeye
نمـی بخشمـت ! ولـــــی " فــراموشت " می کنــــــــم !همیشــــــــه بـه همین ســـادگی از آدمـــای بـــــی ارزش مـی گــذرم...
blackeye
ديگر بازی بس است.. بيا شمشيرها را كنار بگزاريم .. دستهايمان را بشوريم و چيزی بخوريم... اما چرا دستهای تو خونيست و پشت من می سوزد ..... ؟؟!
blackeye
بیا فقط یک شب جایمان را عوض کنیم ، من معشوقه میشوم و تو عاشق باش. من خیانت می کنم و تو فراموش کن...
A Man In Dark
: قصه ازآن جاشروع شدكه...خيلي عصباني بودوگفت: اگه دوستم داري ثابت كن،گفتم چه جوري؟تيغ روبرداشت وگفت:رگتوبزن گفتم:مرگ وزندگي دست خداست گفت پس دوستم نداري تيغوبرداشتم ورگموزدم وقتي داشتم توآغوشش جون ميدادم گفت:تواگه دوستم داشتي تنهام نميذاشتي......
mosta
تن پاکش پراز گرمای تب بود تمام روزها انگار شب بود بدون لیلی اش در حال مردن کمی آواره و مجنون لقب بود
آقا پسر
هر کجا هستی خدا یار تو باد / خالق هستی نگه دار تو باد / بر سر راهت نیفتد خار غم / این جهان پیوسته گلزار تو باد .
آقا پسر
شب است و در به در کوچه های پر دردم / چه غریب و خسته به دنبال گمشده ام میگردم / اسیر ظلمتم ، ای ماه کجا مانده ای ؟ / من به اعتبار تو فانوس نیاورده ام .
mosta
ارزو دارم:خورشید رهایت نکند,ظلمت شام سیاهت نکند و تو را از انکس که تنش در تن توست حضرت دوست,جدایت نکند.
ßάßάk яєzάiє
نازنینا امروز صدایت با صدایم ساز نیست / یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست / نازنینا امروز مخالف مینوازد تار تو / یا که من مست و خرابم یا که تارت تار نیست .
ßάßάk яєzάiє
به میهمانی تو آمدم در خلوت ترین شب دنیا ، آنگاه که برایم آمیزه ای از مهر و محبت بودی ، آمدم تا با تو بمانم ، تا آخر دنیا ، تا زمانی که شعرها هستند و من وجود دارم .
ßάßάk яєzάiє
من از چشمان خود آموختم رسم محبت را ، که هر عضوی به درد آید ، به جایش دیده میگرید .