ßάßάk яєzάiє
زندگی آنقدر ابدی نیست که هر روز بتوان مهربانی را به فردا انداخت .
ßάßάk яєzάiє
کیست کز گردش چشم تو به جایی نرسید ؟ / ای شوخ ، مرا هم به نگاهی دریاب .
ماهگل جون(موزیسین خاندان)
توسط موبایل در
Im in love
عشق اوایلش خوبه ولی بعدش که با اون فرد دعوا کنی فقط همش درده . مثل من!!!!!!!!!!
ßάßάk яєzάiє
گویند که مردمان غم دیوانه می خورند / دیوانه هم شدیم و غم ما کسی نخورد .
ßάßάk яєzάiє
تا تو نگاه می کنی ، کار من آه کردن است / ای به فدای چشم تو ، این چه نگاه کردن است ؟
ßάßάk яєzάiє
نیاز عاشقان معشوق را بر ناز می دارد / تو سر تا پا وفا بودی ، تو را من بی وفا کردم .
ßάßάk яєzάiє
بهر قتل من مسکین ، ز چه تیغ آخته ای ؟ / که به یک چشم زدن ، کار مرا ساخته ای .
ßάßάk яєzάiє
در سایه ی مهربانی تو برپا شده این جوانی من / باشد به فدای یک نگاهت عمر من و زندگانی من .
ßάßάk яєzάiє
تو شبهای دل واپسی فکر نکنی که بی کسی / حتی تو اوج غربتم واسه خودم همه کسی .
ßάßάk яєzάiє
ز مهر دوستان در سینه ام داغیست / اگرچه فاصله بسیار ، محبت همچنان باقیست .
ßάßάk яєzάiє
تو مرا فریاد کن ای هم نفس / این منم آواره ی فریاد تو / این فضا با بوی تو آغشته است / آسمانم پر شده از یاد تو .
ßάßάk яєzάiє
خوش تر از قالی کرمان غزلی ساخته ام / نخ به نخ زیر قدمهای تو انداخته ام / من همان قالی پا خورده ی خاک آلودم / که رخم زیر قدمهای تو انداخته ام .
mosta
نوشتهام به دلِ شعرهای غیرمجاز که دوست دارمت ای آشنای غیرمجاز هوا بد است، بِکِش شیشهی حسادت را که دور باشد از اینجا هوای غیرمجاز به کوچه پا نگذاریم تا نفرمایند: جدا شوند زِ هم این دو تای غیرمجاز دل است، من به تو تجویز میکنم ـ دیگر مباد پُک بزنی بر دوای غیرمجاز ترا نگاه کنم هرچه روز تعطیل است مرا ببر به همین سینمای غیرمجاز تو ـ صحنههای رمانتیک و جملههای قشنگ که حفظ کردهای از فیلمهای غیرمجاز زبان به کام بگیر و شبیه مردم باش مباد دم بزنی از خدای غیرمجاز