mosta
روزتوجهنم میبینمت اخه هردو جهنمی هستیم تو به جرم اینکه قلب منو دزدیدی ومن به جرم اینکه بجای خدا ترو پرستیدم... i
blackeye
ای یار سفر کرده بگو چه چاره کنیم که در این روزهای سرد، ما را به یک نگاه مهربان و یک لبخند مهمان کنی ...
blackeye
من ایمان دارم به پایان این روزهای سرد و مه آلود ... ماهِ من، می دانم که بزودی آفتابی خواهی شد من این را از قاصدکهای خوش خبر شنیده ام ...
blackeye
همه خوشبختیها و موفقیت که به من روی آورده از درهایی وارد شده است که آنها را به دقت بسته بودم .
blackeye
آرامش چیست؟؟؟ نگاه به گذشته و شکر خدا نگاه به اینده و اعتماد به خدا نگاه به اطراف و جستجوی خدا نگاه به درون و دیدن خدا لحظه هایت سر شار از بوی خدا ...
blackeye
به بعضی ها ، هر کاری هم که کرده باشند ، نباید گفت: " آدم بی معرفتی هستی ..." چون بی معرفت ها که آدم نیستند ...
blackeye
بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست ...از خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی...
blackeye
خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من.... ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت !
blackeye
مهربانم ...با تو عهدی میبندم نا گسستنی فراموش نشدنی و ماندگار قلبم را به تو هدیه میدهم به تو که سر تا پای وجودت را ذرّه ذرّه دوست میدارم به تو که روحت را سرشتت را عصاره ی وجودت را میپرستم و به آن عمیقاً عـشق میـورزم ای عزیز ِ ستودنی مهربان ماندنی نازنین خواستنی بدان و آگاه باش که من تو را هیچگاه هیچ کجا هیچ لحظه ای تنها نخواهم گذاشت و لحظه ای از تو غافل نخواهم شد مطمئن باش . تمام احساسات زیبای من عاقلانه و عاشقانه تقدیم تو مهربان باد ...
blackeye
قلب من و تو را پیوند جاودانه مهری است در نهان... پیوند جاودانه ما ناگسسته باد ..تا آخرین دم از نفس واپسین ما این عهد بسته باد...
blackeye
تو آن جايي و من اين جا در اين فكر كه تا چه حد در اشتياق ِ بار ديگر در كنار تو بودنم ...
blackeye
دلتنگ توام شعر مینویسم و واژههایم را کنار می زنم که تو را ببینم ...