♦§آقای خطاب§♦
گفتی شتاب رفتن من از برای توست ،آهسته تر برو که دلم زیر پای توست!
♦§آقای خطاب§♦
یه شب وقتی که خوابی چشاتو به خواب سپردی خودم دلتو می دزدم به جای دلی که بردی..
♦§آقای خطاب§♦
تا بپیوندد به دریا کوه را تنها گذاشت / رود رفت اما مسیر رفتنش را جا گذاشت / هیچ وصلی بی جدایی نیست ، این را گفت و رود / دیده گلگون کرد و سر بر دامن صحرا گذاشت .
♦§آقای خطاب§♦
اگر کسی تو را آن گونه که میخواهی دوست ندارد,به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد
♦§آقای خطاب§♦
بگذارسربه سینه من تا که بشنوی آهنگ اشتیاق دلی درد مند را... شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق آزار این رمیده سر در کمند را بگذار سر به سینه من تا بگویمت اندوه چیست..... عشق کدام است.....غم کجاست.....
♦§آقای خطاب§♦
مهربانی جاده ای است که هرچه پیش می روند ، خطرناک تر می گردد .
♦§آقای خطاب§♦
در روزگاری زندگی می کنیم که مردمانش , به هر هوس و شهوتی عشق میگویند ... هر عریان و هر سیاه چشمی را , زیبا می نامند و هر جانور دو پایی را انسان !
♦§آقای خطاب§♦
فردا به جای آدم ها به راهها و جاده هایی كه قدم ها را به انتظار نشسته اند، نگاه می كنیم. به شاخه ای كه می داند گنجشكی قرار است روی آن لانه بسازد و به باد كه بال كبوتری را به بازی خواهد گرفت.
♦§آقای خطاب§♦
این روز ها سکوت من ، تنها به خاطر دست هایم بود... همین ها که می نویسند... خط می زنند... دست هایم را روی صورتم می گذارم ... بوی دستانت نوازشم می کند نگاهم شکسته در دانه های اشک و حباب دلم که پر از... بغض ناگذیر تنهاییست و دستهایم... پر از اشک باران است که انتظار مرا در پیچ و تاب ناودان ها میکشد و دنیا... که بی کنار او خالیست دلم برای کسی تنگ است...!!!
♦§آقای خطاب§♦
به خودتان قول بدهید هیچوقت به امید تغییر دادن کسی با او وارد زندگی مشترک نشوید..
♦§آقای خطاب§♦
قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد/ تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد /عذاب میکشم ولی عذاب من گناه نیست/ وقتی شکنجه گر تویی شکنجه اشتباه نیست
poyan
دفترى که بسته شددیگه بازش نکنید دلى که شکسته شددیگه نازش نکنید!
♦§آقای خطاب§♦
بگذار ابريترين شعرهايم را با غريب ترين لهجه بخوانم اين عادت من است كه هر غروب بر ايوان دلتنگيم مي نشينم و خويش را مرور مي كنم....