به اسم من چیکار داری؟
براي با تو ماندن التماس مي كنم تو را براي بودن عشق و مهرباني تمنا مي كنم تو را براي داشتن تو قصه ها مي گويم غصه ها مي خرم به جان پس بمان و نزار تنها بمانم
به اسم من چیکار داری؟
در محكمه روز قيامت كنم از تو شكايت، به خدايت گويم كه مرا كشته دو چشمان سياهت
سارینا
دو چیز هیچ وقت از یاد آدم نمیره: ۱- دوستای خوب، ۲- روزهای خوب. یک چیز هم هیچ وقت از دل آدم نمیره: روزهای خوبی که با دوستای خوب گذشت.
به اسم من چیکار داری؟
مخاطب اين همه اشك اين همه انتظار اين همه شعر و احساس تو بودي ... آري براي تو مي نويسم تویی که تا بی نهایت دوری تویی که هرگز این نوشته ها رو نخواهی خواند تویی که اینجا نیستی.......
به اسم من چیکار داری؟
روزگار تورا از من خواهد گرفت آنچنان که قفس پرواز را از کبوتر اما هیچ چیز نمی تواند تورا از خاطر من ببرد آنچنان که هیچ قفسی نمی تواند پرواز را از یاد کبوتر . مطمئن باش دوستت خواهم داشت و دوستت خواهم مرد
سارینا
عمری با غم عشقت نشستم به تو پیوستم و از خود گسستم ولیکن سرنوشتم این ۳ حرف بود تو را دیدم،پسندیدم،گسستم.
به اسم من چیکار داری؟
زیر باران با یاد تو میروم ، به دنبال جای پای تو /تو را می پرستم من شبانه ، برای لحظه های شادمانه /برای با تو بودن صادقانه ، می آیم من به پیشت عاشقانه /به تو دل بستم من شاعرانه ، اما افسوس از درک زمانه /چه زیباست راز زمانه ، اگر زندگی باشد یک ترانه
به اسم من چیکار داری؟
تـــمــامــ دارمـــ هــــــایــم را گــــرفــــتــی دیـــگـــر هـــیــچ چـــیـــز نــــدارم ؛ ..... حتـــیــــ ــ ـ دوســـتـــتـــ را . . .
به اسم من چیکار داری؟
همـــین کــه فـــکر مـــی کنم مـــ ــن و تـــ ــو دو نـــفریـــم . . بــا سقفـــ هــای جـــدا امـــا؛ دلـــهای نـــزدیــ ــک آرامـــ ـــم مــــی کنـــ ــد !
طآها
خدایا!! عاشقان را غم مده شکرانه اش با من
به اسم من چیکار داری؟
مهربانم غمگین مباش دل شکستن رسم این زمانه است یکی سنگ به دلت سنگ می زند دلت می شکند یکی از راه می رسد تکه های شکسته را جمع می کند دلت را از نو میسازد اما این بار به تو دل می بندد به فرشته ها سپرده ام وقتی کنارت نیستم دستای مهربونشون نوازشت کنن تا احساس تنهایی نکنی و به ستاره ها سپرده ام تا برات چشمک بزنن و سرگرمت کنن تا دلتنگی سراغت نیاد و به باد سپرده ام بوسه هام رو بذاره روی گونه هات تا وقتی چشمات رو می بندی من رو کنارت حس کنی پس هر وقت دلت گرفت جلوی آینه بایست و یه لبخند بزن من رو تو چشمای خودت می بینی که تمام دنیام رو فدای لبخندت می کنم عزیزترینم مهربان ترینم دوست داشتنی ترینم نبینم حال و هوای برگ ریزون چشمات رو ....... فراموش نکن: هر وقت دلت می گیره می سوزم هر وقت دلت می سوزه می
به اسم من چیکار داری؟
از هم شب آماده شب لباس سیاهه خود را به تن کرده سیاه تر از همیشه همه خوابند ولی* چشمهای من خواب را نمیخواهند من از شب هراسانم ستاره ای دیگر نیست مهتاب هم بخواب رفته من بیدار به انتظار مهتاب شبی* مهتاب خواهد آمد باز هم انتظار چند سال از این انتظار می*گذرد؟ ده، بیست، سی،……
به اسم من چیکار داری؟
دلنوشته هايم هـنـوز بـوی تـ ـو را مـیـدهـنـد و عـطـر ِ یـادت . . . مـشـامـم را نـوازش مـیـدهـد انـگـار کـه هـسـتـی ! . . .