به اسم من چیکار داری؟
به ستـــاره ها خواهم گفتـــــ تا آن زمان که سحـــر می دمد بر جــاده های شبتـــــــ بتابد تا مسیــــر آرزوهایتــــ بی نور نماند .
به اسم من چیکار داری؟
برای تو به انتهای شب که می رسیم چیزی در درونم انگار میمیرد… آرام آرام و خیالم خیس میشود. در تاریک دیدگان تو زمان می گذرد و من همچنان برای تو می نویسم عجب برفی میاید و من آوازم را در سپیدی برف پنهان می کنم و بی تو بیقرار می شوم
به اسم من چیکار داری؟
عزیزم بیا در آغوشم ،تو مال منی ، آرام باش که تو تا آخر دنیا ، دنیای منی ، بارها گفته ام و خودت هم میدانی که زندگی منی ، پس این هم بدان تو آخرین کسی خواهی بود که قبل از مردنم او راخواهم دید!
به اسم من چیکار داری؟
من و شب جاده را پشت*سر گذاشتیم در انتهای راه شب خورشید را به آغوش كشید من جای خالی تو را
مهدی
یادمان باشد خطوط قلبمان را زیاد اشغال نکنیم شاید خدا پشت خط باشد
مهدی
دنیا سه پیچ داره : تولد ، رفاقت و مرگ. سر پیچ دوم دیدمت تا پیچ سوم باهاتم
مهدی
چشمی به هم زدیم و دنیا گذشت دنبال هم امروز و فردا گذشت دل میگه باز فردا رو از نو بساز... ای دل غافل. دیگه از ما گذشت
★فــــــــاطـــمـــه★
مطمئن باش بــرو؛ ضربه ات کاری بود؛ دل من سخت شکــست؛ و چه زشــت... به منو سادگـیــــم خندیدی؛ به منو عشقی پاک؛ که پر از یاد تـــــو بود؛ و یک قلب یتیـــــــــم... که خیالم میگفت: تا ابد مال تو بــود؛ تو بــــرو... برو تا راحتتـــــــــر تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنــــــــــــــــــــــــــــــــــم...!
مهدی
کسی که تا دیروز میگفت بدون تو نمیتونم نفس بکشم امروز تو آغوش دیگری نفس نفس میزنه
مهدی
برای خریدن عشق هر كه هرچه داشت آورد دیوانه هیچ نداشت گریست گمان كردند چون هیچ ندارد می گرید اما هیچكس ندانست بهای عشق اشك است!!!
مهدی
تقدیم به آنكس كه افتاب مهرش در استان قلبم، همچنان پابرجاست و هرگز غروب نخواهد كرد.
مهدی
دو تا آدم برفی در دو طرف رودخانه عاشق هم میشن برای رسیدن به هم هر دو آب میشن تا به رودخونه بریزن شاید یه جایی به هم برسن
مهدی
هیچوقت عشق رو گدایی نكنید آخه هیچوقت چیز باارزشی به گدا داده نمیشه!!!
مهدی
عشق غالبا یک نوع عذاب است اما محروم بودن از آن مرگ است.
مهدی
تو همیشه دعوتی رأس ساعت دلتنگی...