ßάßάk яєzάiє
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پرواز خواهیم داد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت و من آن روز را انتظار می کشم حتی روزی که نباشم
ßάßάk яєzάiє
به پرواز شک کرده بودم به هنگامی که شانه هایم از توان سنگین بال خمیده بود...
ßάßάk яєzάiє
آه اگر آزادی سرودی می خواند
کوچک
همچون گلوگاه پرنده ای
هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند
سالیان بسیاری نمی بایست
دریافتی را
که هر ویرانه نشان از غیاب انسانی است ...
ßάßάk яєzάiє
و عشق را کنار تیرک راه بند تازیانه می زنند عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد... روزگار غریبی است نازنین... آنکه بر در می کوبد شباهنگام به کشتن چراغ آمده است نور را در پستوی خانه نهان باید کرد...
ßάßάk яєzάiє
رابطه قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد .
ßάßάk яєzάiє
دهش (بخشش )، آنگاه که از ثروت است و از مکنت ، هر چه بسیار ، باز اندک باشد ، که واقعیت بخشش ، ایثار از خویشتن است. جبران خلیل جبران
ßάßάk яєzάiє
اگر گام در معبدی نهادی تا اوج فروتنی و هراس خود را اظهار کنی ، برای همیشه برتری کسی نسبت به کس دیگر نخواهی یافت . برای تو کافی است که گام در معبدی نهی ، بی آنکه کسی تو را ببیند . جبران خلیل جبران
ßάßάk яєzάiє
این کودکان فرزندان شما نی اند ، آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او .از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند . همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند. جبران خلیل جبران
ßάßάk яєzάiє
چشمه ساری که خود را در اعماق درون شما پنهان ساخته است ، روزی قد خواهد کشید و فوران خواهد کرد و با ترنم و نغمه راه دریا را درپیش خواهد گرفت . جبران خلیل جبران
ßάßάk яєzάiє
هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی خواهی شنید که کوهها و دریاها و جنگلها با خود کم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند . جبران خلیل جبران
ßάßάk яєzάiє
چون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که : خدا در قلب من است ، شایسته تر آن که گفته آید : من در قلب خداوندم. جبران خلیل جبران
mahtab
من هر روز تغییر می کنم اگر توانسته باشم درقلب یک انسان پنجره جدیدی را به سوی او باز کرده باشم زندگانی من پوچ نبوده است. زندگانی تنها چیزی است که اهمیت دارد نه شادمانی و نه رنج و نه غم یا شادی. تنفر همان قدر خوب است که عشق ودشمن همانقدر خوب است که دوست. برای خودت زندگی کن زندگانی را آنسان که خود می خواهی زندگی کن. واز این رهگذر است که تو باوفاترین دوست انسان خواهی بود. _من هر روز تغییر می کنم _ ودرهشتاد سالگی هم همچنان تجربه می آموزم وتغییر می کنم. کارهایی را که به انجام رسانده ام دیگر به من ربطی ندارد دیگر گذشته است. من برای زندگی هنوز نقدینه های بسیاری در اختیار دارم. خلیل جبران شاد باشید مهربان
shima
سلام ای غروب غریبانه دل سلام ای طلوع سحرگاه رفتن سلام ای غم لحظه های جدایی خداحافظ ای شعر شبهای روشن
shima
ای کاش ای کاش با تو میموندم ای کاش از تو میخوندم ای کاش لحظه هام بوی تو رو داشت ای کاش ای کاش عشقت عشق دنیامه عشقت شوق فردامه عشقت ای کاش غم توی قلبم نمیذاشت ای کاش ای کاش
jafarkhan
عشق یعنی پاکی و صدق و صفا خود شناسی حق شناسی از وفا عشق یعنی دور بودن از خطا بنده بودن خلوت دل با خدا عشق یعنی نفس را گردن زدن پاک و طاهر گشتن روح و بدن عشق یعنی صیقل زنگار دل دیدن اسرار غیب در جام دل...