دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میخواهیم برایت بنویسیم ای مادر شاید و البته "شاید" قطره ای باشد مقابل دریای خوبیهایت . . .

جزئیات گروه

شناسه 794
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 1398 پست
عضو 416 کاربر
طرفدار 39 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 59
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 67
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 74

کاربران گروه

(410 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مادر...
شناسه‌: 794 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
سید قاسم
سید قاسم
در مادر...

تار و پود روح را از مهربانی بافته اند

باران بهاری
باران بهاری
در مادر...

مادر را همین افتخار بس که نُه ماه وجودش، ظرفِ صورت‌گری ِ خدا می‌شود. . . ظرف صورت‌بندیِ یک حیّ‌ ِ متألّه . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
Hesam
Hesam
در مادر...

جوانی‌هایت را با بچگی‌هایم پیر کردم .......... مرا به موی سپیدت ببخش مادر!!!

سید قاسم
سید قاسم
در مادر...

انگار خـــــــدا تو صداشون کدئین تزریق کرده ...

saghar
Mothers-Day-Greeting-Cards-06.jpg saghar
در مادر...

نبودنِ تــو فقط نبودنِ تو نیست نبودنِ خیلی چیزهاست... کلاه روی سَرمان نمی‌ایستد! شعر نمی‌چسبد... پول در جیب‌مان دوام نمی‌آورد! نمک از نان رفته!!! خنکی از آب............. " ما بی‌تو فقیر شده‌ایم " ....

saghar
saghar
در مادر...

...تمام زندگیم درد مــیکند

نیلـツــو
نیلـツــو
در مادر...

میگـفت تـا وقتـی سـاله شُـدی هـر جـا بـودم بـاید میـومـدی بغـلم کـه خـوابت میبـرد , یــِ شـب کـه دیـدم خـودت خـوابـت بُـرده انگــار رو بهـم دادن . . . بـزرگ شـُـده بـود . . .

saghar
saghar
در مادر...

بچه که بودم دلم به گرفتن گوشه چادر مادرم و رفتن به بیرون خوش بود اکنون بزرگ شده ام مادرم را می خواهم , نه برای گرفتن گوشه چادرش می خواهمش که با گوشه چادرش اشکهایم را پاک کنم. نه اینکه دلم خوش شود که می دانم نمی شود ! شاید آرام بگیرد با بوی خوش چادر مادرم

saghar
saghar
در مادر...

میدونی دلتنگی یعنی چی؟ دلتنگی یعنی اینکه: بشینی به خاطراتت با مادرت فکر کنی .. اونوقت یه لبخند بیاد رو لبت .. ولی چند لحظه بعد ... شوری اشکهای لعنتی ، شیرینی اون خاطره ها رو از یادت ببرند

saghar
fu2941.jpg saghar
در مادر...

امروز با شاخه گلی سرخ ودستانی لرزان به دیدارت می آیم این اشک های من از سردلتنگی است دلتنگی برای بوسه زدن بر دستهای مهربانت کاش بودی... امروز دلم آتش گرفت ودوباره جای خالیت را حس کردم می دانم جای تو خوب است وفرشته های آسمان امروز را برایت جشن می گیرند آخر میدانم که بهشت زیر پای توست.... کاش فقط امروز نگاهت را داشتم خدایا کاش فقط یک بار دیگر آغوشش را داشتم

عاطفه..!
عاطفه..!
در مادر...

روز مادر واسه مامانم با مداد رنگی از این نقاشی بچگونه ها کشیدم که یه درخت و یه دختر و یه مامان داره،درصد ِ نوستالژیش بالا بود مامان گریه کرد (:

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
گـلـپــری
wnza03flgxk5lwist86g.jpg گـلـپــری
در مادر...

وقـتـی حـتـی پـیـشـمـی ، دلـم بـرات تـنـگ مـیـشـ ِه بـاز

Maryam
Sleep-Baby.jpg Maryam
در مادر...

دلم بغل میخواد ...