دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میخواهیم برایت بنویسیم ای مادر شاید و البته "شاید" قطره ای باشد مقابل دریای خوبیهایت . . .

جزئیات گروه

شناسه 794
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 1398 پست
عضو 416 کاربر
طرفدار 39 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 59
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 67
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 74

کاربران گروه

(410 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مادر...
شناسه‌: 794 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
saghar
saghar
در مادر...

:وقتی بودی نمیدیدم. وقتی خواندی نمیشنیدم. وقتی دیدیم که نبودی. وقتی شنیدم که نخواندی

سجاد
سجاد
در مادر...

مهتابیم تندیس مهری ...

سجاد
سجاد
در مادر...

مادرم برگ گلم ای نازنینم...

حــامــد
حــامــد
در مادر...

فردا تولدِ یکی دیگه از فرشته هاتِ . . . اونا که رفتن تو بهشتت جا بده... اوناییم که هستن هیچوقت ازمون نگیر . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
دیـــــویــــــد
555630_378409405546734_2007268601_n.jpg دیـــــویــــــد
در مادر...

ای آنکه تو را خدا ستود وبهشت را زیر پاهایت روان کرد وبه توهدیه ی مهر وعطوفتی ارزانی داد که تمام عالم را مبهوت مهرت گردانیده است

دیـــــویــــــد
599831_378811248839883_1318815738_n.jpg دیـــــویــــــد
در مادر...

آرزودارم بهاران مال تو،شاخه هاي ياس خندان مال تو ، ساده بودن هاي باران مال تو ، آن خداوندی که دنياآفريد،تاابد همراه وپشتيبان تو

meysam
545395_242328512552312_290496722_n.jpg meysam
در مادر...

خودش اگر نباشد . . . . . . " "

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
saghar
saghar
در مادر...

ای بی وفا این رسمش نبود که بری وپشت سرتم نگاه نکنی....خیلی بی وفایی...نمیدونم باید دوست داشته باشم یا نه اخه خیلی بی وفایی کردی...اما من دوست دارم

حــامــد
baby_mother_hands.jpg حــامــد
در مادر...

لمس دستات بهترین لحظه بود برام . . .

saghar
saghar
در مادر...

مادری ناراحت کنار پسرش نشسته بود،پسر به مادرش گفت: تو دومین زن زیبایی هستی که تابه حال دیده ام! مادر پرسید: پس اولی کیست؟ پسر جواب داد: خود تو ، وقتی که لبخند می زنی!

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در مادر...

در این جاده ای که به آسمان می رود تنها یک موجود است که میتواند در کمال رضایت بالهایش را به شما ببخشد برای پرواز و خود بماند برای ماندن و ساختنی دوباره.... آن موجود است، و تنها بهانه برای زندگی و ////

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در مادر...

دستان مهربانت را مي بوسم

این ارسال را بازنشر کرده است.