دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘
در میکده

یـــادت بـــاشـــد فـــرقـــی نـمــیکــنـــد تـــو دل ببـــــــری یــــا مــــن دل ببـــــــــــازم ، اگـــر حـــکــــم ، حـــکـــم دل نـبـــاشـــد ، دیـــر یــــا زود یــــک نـــفــــر خــــواهـــــد بریـــــــــــــــد !

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

لبهایم را می شویم... به خیال پاک کردن نقش بوسه هایت...! چه خیال باطلی... گیرم که پاک شود طعم لبهایت... با نقش تو بر دلم چه خواهم کرد...؟!!

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

اگر عشق نبود چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم،به کدامین بهانه میگریستیم و میخندیدیم،آری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم. اگر عشق نبود..

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

خـــــــــــــــدایــــــــــــــا از ایـنـــــکه منــــو درحــــــــد ایــــوب حســاب میـــکنی ممـــنونم ولـــــی میــــشه بیــــخیــــال بشــــی ؟!

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

نه پیشانی من به لبهای تو رسید ، نه لیاقت تو به احساس من ! چیزی به هم بدهکار نیستیم ... !!!

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

دل‌ اگَـــر بَـسـتــی ،مـحـکَــم نَـبـنـــد !مــراقـبـــ بــاش ، گــره کــور نَــزنــی‌ او مـی‌‌ روَد ، تــو مـیـمــانــی و یـکــ گــره کــور...

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

چیـــزی شبیــه معجــــزه اســـت... وقتی هر شـــب، به خیــــر می گـــــذرد.... بی آنـــــــکه کسی به تو بگویـــــــد: شب بخیر !!

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

سهراب : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی….. گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی….. گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی….. او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

دوش چه خورده ای دلا راست بگو نهان مکن چون خمشان بی گنه روی بر آسمان مکن باده خاص خورده ای نقل خلاص خورده ای بوی شراب می زند خربزه در دهان مکن ...

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

به حرف تو رسیده‌ام به حروف نام تو باقی حرف‌ها را برای چه اختراع كرده‌اند تركیبشان جز دروغی برای ادامه زندگی نیست به حرف تو رسیده‌ام...

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

چه میگذرد در کتابم که درختان بریده بر می خیزند کاغذ می شوند تا از تو سخن بگویم ......

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

تو از جنس کدامين نور بودی ستاره من که جسارت با تو بودن در من جنبيد و من چه عاشقانه به رويت لبخند زدم و تو چه مهربانانه لبخندم را پاسخ گفتی و اين شد کار هرشبمان من در انتظار شب و تو در انتظار باز شدن آبی ترين پنجره دلم به سوی دلت بعد غرق شدن نگاهمان در هم و اين شد عاشقانه های آرام من و تو

هیــــــــــوا
هیــــــــــوا
در میکده

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم...

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

اگه چشمات پرسید بگو ندیدمش... اگه گوش هات پرسید بگو نشنیدمش... اگه دستت لرزید بگو مال سرماست... اما اگه دلت لرزید به خودت دروغ نگو دوستش داری!

مهران
مهران
در میکده

در به درم، در به در دقایقم، گم شده در حجم عظیم زندگی. در پی یک روح بزرگ، شوق حضور تازه ام. در گذر از این جاده پر پیچ و خم، اینک به تو رسیده ام...