˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
سلاخـــی می گریست ... به قناری کوچکی دلباخته بود ...
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
سنگ میکشم بر دوش، سنگِ الفاظ سنگِ قوافی را. و از عرقريزانِ غروب، که شب را در گودِ تاريکاش میکند بيدار، و قيراندود میشود رنگ در نابينايییِ تابوت، و بینفسمیماند آهنگ از هراسِ انفجارِ سکوت ...
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
مرا میبايد که در اين خمِ راه در انتظاری تابسوز سايهگاهی به چوب و سنگ برآرم، چرا که سرانجام اميد از سفری بهديرانجاميده بازمیآيد.
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
هوا باراني و من مست و او مست... شراب سرخ شيرين در سبو مست ... همه چشم سياهش سر به سر ناز ...همه زلف درازش مو به مو مست
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
ناخن تردیدی چندش آور دیوار شب مرگزای را می خراشد! وسکوت طعم درد استخوان های اعتماد است!
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
ساقی و ساغر و پیمانه دگر ما را بس ... جرعه ای باده مستانه دگر ما را بس ... ما خماریم که هر نیمه ی شب ميکده ایم... نوش از باده ی بیگانه دگر ما را بس ...
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
من!!! معرفت خدای خود می دانم هر چند که گفت: بدمست شدی، بیرون ز اين ميکده شو! اما، درٍب اين خانه بمان و هرکس هم رنگ تو بود راه مده! اين ميکده ی عیش کسانی باشد ظرف دلشان وسعت دریای اطاعت باشد... دلخور نشوید از من شیطان که فقط، بهر آن کس که خدا گفت به داخل راه است تا صبح ابد ميکده ی ما باز است من معرفت خدای خود می دانم.
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
قسم به بانوی یاسَت که دوستش داری ... به پاکی احساس اعتماد، پا بردار!
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
به گریه یا به تبسم ... کدام، محکومم؟ به نام نازنین تو فریاد، پا بردار!
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
امروز اشكها بي جهت سرازير نميشوند. ... حتما دلهايي بي تاب اويند. ..
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
تازه فهميدم تنها نيستم. من و دلمو ميگم. سالهاست با هميم. من به اون گله ميكنم و اون به من.
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
خدایا : آن گونه زنده ام بدارکه نشکند دلی از زنده بودنم , وآن گونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم
برای همسایه ای که نان ما را ربود ، نان
14 سال و 8 ماه و 17 روز و 12 ساعت و 8 دقيقه قبلبرای آنان که قلب ما را شکستند ، مهربانی
برای کسانی که روح ما را آزردند ، بخشش
وبرای خویشتن آگاهی و عشق می طلبم...