˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
نصف اشباهاتمان ناشی از این است که وقتی باید فکر کنیم ، احساس می کنیم و وقتی که باید احساس کنیم ، فکر می کنیم ...
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
و اين آغاز انسان بود. از بهشت که بيرون آمد، دارايي اش فقط يک سيب بود. سيبي که به وسوسه آن را چيده بود و مکافات اين وسوسه هبوط بود. فرشته ها گفتند: تو بي بهشت مي ميري. زمين جاي تو نيست. زمين همه ظلم است و فساد. انسان گفت: اما من به خودم ظلم کرده ام. زمين تاوان ظلم من است. اگر خدا چنين مي خواهد، پس زمين از بهشت بهتر است. خدا گفت: برو و بدان جاده اي که تو را دوباره به بهشت مي رساند از زمين مي گذرد؛ زميني آکنده از شر و خير، آکنده از حق و باطل، از خطا و از صواب؛ و اگر خير و حق و صواب پيروز شد، تو باز خواهي گشت، وگرنه... و فرشته ها همه گريستند. اما انسان نرفت. انسان نمي توانست برود. انسان بر درگاه بهشت وامانده بود. مي ترسيد و مردد بود. و آن وقت خدا چيزي به انسان داد. چيزي که هستي را مبهوت کرد و کائنات را به غبطه واداشت. انسان دستهايش را گشود و خدا به او اختيار داد. خدا گفت: حال انتخاب کن. زيرا که تو براي انتخاب کردن آفريده شدي. برو و بهترين را برگزين که بهشت، پاداش به گزيدن توست. ( بقیه در ادامه مطلب)
آزاده ایــرانی
زلال که باشی سنگهای کف رودخانه ات را میبینند
بر میدارند و نشانه میروند درست به سوی خودت......!
این است رسم دنیای ما..........!
آزاده ایــرانی
بزرگترین لذت در زندگی انجام کاریست که دیگران می گویند نمی توانی انجام بدهی
آزاده ایــرانی
پرگـــار های خوبی شده ایم ... همدیگر را خوب دور می زنیــــم...
سحر
دارم از نفس میُفتم چرا چشماتو می بندی/چرا اینقدر بی تفاوت تو به گریه هام می خندی
سحر
نازم به نيازم كه نيازم شده نازم،خوش باش اگر زندگى ازعشق تو بازم،بى بودن توبودن ما بود ونبود است ، بى شمع و گل ازبودن پروانه چه سود است!؟
سحر
کاش میدانستی آن کس که در تو امید به زندگی را پرورش میداد ، خودش محتاج قطره ای از باران محبت بود . .
آزاده ایــرانی
همه میخواهند بشریت را عوض کنند ، دریغا که هیچ کس در این اندیشه نیست که خود را عوض کند