آزاده ایــرانی
به رهی دیدم برگ خزان ، افتاده زبیداد زمان ، از شاخه جدا بود. ........
میکده
سید میثم موسوی در بخشی از این یادداشت آورده است: نگارش کتاب «عالیجناب سرخ پوش و عالیجناب خاکستری» توسط «اکبر گنجی» و درج مقالات و اظهار نظرهایی گسترده توسط سایر فعالان جریان اصلاحات در روزنامههای زنجیرهای نظیر پیام آزادی، بیان، آریا، نشاط، جامعه، توس، صبح امروز و ... گویای نگرش و نسبت واقعی اصحاب دوم خرداد به رییس سابق مجلس خبرگان رهبری است.
آزاده ایــرانی
بگذار که همسایه های ساکت مان نام تو را ندانند همین زلال زرد روسری برای پچ پچ هزار ساله ی آنان کافی ست همان بهتر که نام تو در لابه لای ترانه نهان باشد همان بهتر که از میان واژه ها بدرخشی! خورشیدک من مثل درخشش فانوس از فراسوی فاصله ها مثل درخشش ستاره از پس پرده ی پشه بند پشه بند تابستان کودکی آه! همان بهتر که نام تو در لابهلای گریه ها نهان باشد (یغما گلرویی )
آزاده ایــرانی
در مجالي که برايم باقيست باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم که در آن آخر وقت به زباني ساده شعر تدريس کنند و بگويند که تا فردا صبح خالق عشق نگهدار شم
آزاده ایــرانی
آسمان گفت که امشب، شب توست سرخی صورت گل، از تب توست آنچه تا عشق مرا بالا برد بوسه گاهیست که نامش لب توست
آزاده ایــرانی
دریا باش تا بعضی ها از با تو بودن لذت ببرند ،و بعضی ها که لیاقت دیدن تو را ندارند غرق شوند...
آزاده ایــرانی
دارم مثل یک در به رفتن و آمدن آدم ها عادت می کنم
مونا
دروغ نیست اگر بگویم که بی تو، زنده مانی میکنم ، نه زندگانی !
مونا
ما ز یاران چشم یاری داشتیم ، خود غلط بود آنچه می پنداشتیم ...
ستایش
من اینجا، دلم سخت معجزه میخواهد ...و تو انگار، معـجزههایت را گذاشتهای برای روز مـبادا!!
ستایش
غمگيني مي دانم! چشم هايت را بسته اي به آدمهايي فكر مي كني كه گرگها را تكه پاره مي كنند و به بهشتي كه تا ابد خالي خواهد بود ...
ستایش
یه پیچ و هر چقدر سفت كنی به همون اندازه هم باید زور بزنی بازش كنی حالا هی من و بپیچون موقع باز شدن برات دارم!!!ا
سلام
15 سال و 3 ماه و 16 روز و 21 ساعت و 32 دقيقه قبلعلیک سلام ...
15 سال و 3 ماه و 16 روز و 21 ساعت و 18 دقيقه قبل