دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
مونا
مونا
در میکده

خواستم خودمو گول بزنم:همه ی خاطراتم رو نداختم یه گوشه ای و گفتم:فراموش .یه چیزی ته قلبم خندید و گفت:یادمه!

مونا
مونا
در میکده

کدام پل در کجای این جهان شکسته است که هیچ کس به خانه اش نمی رسد.

مونا
مونا
در میکده

نترسم که با دیگری خو کنی تو با من چه کردی که با او کنی..

ستایش
ستایش
در میکده

این که هر بار سرت با یکی گرم باشد دلیل بر ارزش ات نیست آنقدر بی‌ ارزشی که خیلی‌ها اندازهٔ تو هستند ....!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

رسما میخوام تو این پست از طرف تمام بچه های ناب گروه میکده تولد خاتون (Sara_S@) رو تبریک بگم و براش بهترینها رو آرزومندم.... خاتون جان تولدت مبارک ....

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

یه متن از پروفایل Sara_S@ که خیلی زیباست : بزن باران ، بزن بر دل که محتاجم به باریدن بزن تا اشک چشمانم ، در آمیزند با دیدن ... بزن بر من ، بشوی از تن ، غبار خستگی ها را بزن تا جان بگیرم من ، که بیمارم ز خشکیدن بزن باران که بی تابم از این عشق و پریشانی بزن تا شاید از عشقم ، ببینم عشق و خندیدن بزن تا دل شود سیراب از این عطشانی و هر دم بگوید من شدم آزاد از این ترس و هراسیدن بزن بر آتش عشقم ، خنک کن این دل سوزان که این طوفان بیفزاید ، به شعله های نالیدن بزن ، این عشق پنهانی نشاید در نهان گفتن بزن باران ، بزن بر دل که محتاجم به باریدن ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
مونا
مونا
در میکده

من تو را آغاز نکردم به نیت پایانت!!

مونا
مونا
در میکده

تحمل تنهایی بهتر از گدایی محبت است...

مونا
مونا
در میکده

من گمان می کردم رفتنت ممکن نیست...رفتنت ممکن شد باورش ممکن نیست.

مونا
مونا
در میکده

ما خیلی وقت است نخهایمان را دست بادبادک داده ایم...ما که بادبادک بازی بلد نبودیم شاید آنها آدم بازی بلد باشند...

مونا
مونا
در میکده

تو بیا که اگر آمدنت دیر شود و اگر آمدنت قصه ی پوچی باشد من تو را ای همه خوبی!تا دم مرگ نخواهم بخشید...

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

زندگی گل سرخئ است که گلبرگهایش خیالی وخارهایش واقعی است ...

مونا
مونا
در میکده

بدينوسيله من رسما از بزرگسالي استعفا مي دهم و مسئوليت هاي يك كودك هشت ساله را قبول مي كنم. مي خواهم به يك ساندويچي بروم و فكر كنم آنجا يك رستوران 5 ستاره است. مي خواهم فكر كنم شكلات از پول بهتر است چون مي توانم آن را بخورم. مي خواهم فكر كنم كه دنيا چقدر زيباست و همه راستگو و خوب هستند. مي خواهم دوباره به همان زندگي ساده خود برگردم. نمي خواهم زندگي من پر شود از كوهي از مدارك اداري و خبرهاي ناراحت كننده ،صورتحساب جريمه و ... . مي خواهم نيروي لبخند را باور داشته باشم. به يك كلمه محبت آميز ، به عدالت ، به صلح، به فرشتگان ، به باران و به ... اين دسته چك من. كليد ماشين. كارت اعتباري و بقيه مدارك مال شما .من رسما از بزرگسالي استعفا مي دهم"

مونا
مونا
در میکده

قالی بزرگی است زندگی... هر هزار سال یک بار فرشته ها قالی جهان را در هفت آسمان می تکانند تا گرد وخاک هزارساله اش بریزد و هر بار با خود می گویند: این نیست قالی که انسان قرار بود ببافد این فرش فاجعه است... با زمینه سرخ خون... و حاشیه های کبود معصیت .. . با طرح های گناه و نقش بر جسته های ستم... فرشته ها گریه می کنند و قالی آدم را می تکانند و دوباره با اندوه بر زمین پهنش می کنند. رنگ در رنگ ... گره در گره ... نقش در نقش ... قالی بزرگی است زندگی... که تو می بافی ومن می بافم و او می بافد همه بافنده ایم می بافیم و نقش می زنیم می بافیم و رج به رج بالا می بریم می بافیم و می گستریم دار این جهان را خدا به پا کرد. و خدا بود که فرمود: ببافید وآدم نخستین گره را بر پود زندگی زد. هر که آمد گره ای تازه زد و رنگی ریخت و طرحی بافت. چنین شد که قالی آدمی رنگ رنگ شد آمیزه ای از زیبا و نازیبا... سایه روشنی از گناه و صواب... گره تو هم بر این قالی خواهد ماند طرح و نقشت نیز... و هزارها سال بعد آدمیان بر فرشی خواهند زیست که گوشه ای از آن را تو بافته ای کاش گوشه ای را که سهم توست زیبات.

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

هوس بازان کسی را که زیبا میبینند دوست دارند اما عاشقان کسی را که دوست دارند زیبا می ببنند ...