دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

يارو نشسته بوده پشت بنز آخرين سيستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان ميرفته، يهو ميبينه يه موتور گازي ازش جلو زد!خيلي شاكي ميشه، پا رو ميگذاره رو گاز، با سرعت دويست از بغل موتوره رد ميشه. يه مدت واسه خودش خوش و خرم ميره، يهو ميبينه متور گازيه غيييييژ ازش جلو زد!ديگه پاك قاط ميزنه، پا رو تا ته ميگذاره رو گاز، با دويست و چهل تا از موتوره جلو ميزنه.همينجور داشته با آخرين سرعت ميرفته، يهو ميبينه، موتور گازيه مثل تير از بغلش رد شد!!طرف كم مياره، راهنما ميزنه كنار به موتوريه هم علامت ميده بزنه كنار.خلاصه دوتايي واميستن كنار اتوبان، يارو پياده ميشه، ميره جلو موتوريه، ميگه: آقا تو خدايي! من مخلصتم، فقط بگو چطور با اين موتور گازي كل مارو خوابوندي؟!موتوريه با رنگ پريده، نفس زنان ميگه: والله ... داداش.... خدا پدرت رو بيامرزه که واستادي... آخه كش شلوارم گير كرده به آينه بغلت !!!!

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

حکایت: ====>>>سوسکی در خانه‌ای گذر کرد. زنِ خانه، داد و فریاد آغاز نهاد. مرد آمد و با لنگه کفشی کار او بساخت و گفت: ذلیلا که ما مردانیم! از کسی می‌ترسیم که از سوسکی رنجه بُوَد!

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

زن یک دفعه می‌زاید، مرد روزی صد بار.این مثل را مردان ساخته‌اند. چون اگر یک بار هم زاییده بودند، این حرف‌ها را نمی‌زدند.

مونا
مونا
در میکده

خدایا آلودگی آدمها از حد گذشته ،دنیا رو چند روز تعطیل نمی کنی؟

مونا
مونا
در میکده

چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن در جاده ای که در آن هیچ بادی نمی وزد.

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در میکده

عشق فقط عشق لاتی / عرق و آبجو با هم قاطی / 6 ماه زندونی بی ملاقاتی / فک نکنی ما لاتیم / به مولا ما خاطر خواتیم

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در میکده

دوش دیوانه شدم! عشق مرا دید و بگفت آنقدر نعره مزن! جامه مدر هیچ مگوی! گفتم ای عشق! من از چیز دگر می ترسم گفت آن چیز دگر نیست! دگر هیچ مگوی

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

درد دلهاي يك نوزاد====>>> ديدگاه===

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

همه کسانی که با تو می خندند دوستان تو نیستند.----

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در میکده

چرخ و فلک مي خواستيم، فلک نصيبمون شد -ساده , ساده بوديم کلک نصيبمون شد دنباله يک حقيقت تو آينه ها مي گشتيم اما تو قاب گريه ترک نصيبمون شد

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

خدايا خالقا بس كن تو ظلمت را----تو خود سلطان تبعيضي----اگر در روز خلقت خوب ما را خلق ميكردي-----يكي را همچو من بدبخت-----يكي را بي دليل آقا نميكردي-------جهاني اينچنين غوغا نميكردي-----خداوندا-----------------

مونا
مونا
در میکده

من برای سال ها می نویسم .سال ها بعد که چشمان تو عاشق می شوند.افسوس که قصه مادربزرگ درست بود......... همیشه یکی بود یکی نبود....

مونا
مونا
در میکده

من خدا را دارم... کوله بارم بر دوش...سفری می باید... سفری بی همراه...گم شدن تا ته تنهایی محض... سازکم با من گفت : هرکجا لرزیدی " هرکجا ترسیدی...تو بگو از ته دل " من خدا را دارم... منو سازم چندیست " که فقط با اوییم...

مونا
مونا
در میکده

خدایا ، تمام خنده های تلخ امروزم را می دهم ، یکی از آن گریه های شیرین کودکیم را پس بده ..........

مونا
مونا
در میکده

شاعر از كوچه مهتاب گذشت،،، لیك شعرى نسرود،،، نه كه معشوقه نداشت،،، نه كه سرگشته نبود،،، سالها بود دگر كوچه مهتاب خیابان شده بود