دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم!!!

مونا
مونا
در میکده

معلممان میگفت زیر کلماتی که نمیدانید خط بکشید حالا بعد از این همه سال این همه عمر این همه کتاب به زیر همه دنیا خط میکشم...

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

کاش می شد که کسی می آمد --باور تیره ی ما را می شست و به ما می فهماند --دل ما منزل تاریکی نیست --اخم بر چهره بسی نازیباست-- بهترین واژه همان لبخند است --که ز لبهای همه دور شده ست ---

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

کاش ما تجربه ای می کردیم-- شستن اشک از چشم-- بردن غم از دل ---همدلی کردن را --

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

کاش می فهمیدیم قدر این لحظه که در دوری هم می راندیم --------

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

کاش می شد که غم و دلتنگی راه این خانه ی ما گم می کرد-- و دل از هر چه سیاهی ست رها می کردیم-- و سکوت جای خود را به هم آوائی ما می بخشید و کمی مهربان تر بودیم --

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

کاش می شد-- دل دیوار پر از پنجره بود --و قفس ها همه خالی بودند --آسمان آبی بود و نسیمی روی آرامش اندیشه ی ما می رقصید ---

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

چراغها را خاموش کنید-- می خواهم آسوده سر بر زمین بگذارم ---غریبه، اگر می خواهی به خواب من بیایی-- نامم را که صدا می کنی، کمی آرامتر؛ بگذار تا پسین فردا با خیال خوش تو میان رویاهای شیرینم دست و پا زنم ---از من نگیر این لحظه های دلخوشی را ---

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

غریبه، به خاطر خدا در نگاهم صادق باش -----

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

نمی دانم چرا رفتی ؟؟؟ نمی دانم چرا--- شاید خطا کردم !! و تو بی آنکه فکرغربت چشمان من باشی نمی دانم کجا تا کی برای چه ؟؟ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید ----

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد--- کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد ---و من با آنکه می دانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد--- هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام برگرد !!

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت ----

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

قطار می رود....تو می روی..... تمام ایستگاه می رود............ و من چقدر ساده ام که سالهای سال ،در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام!!(قیصرامین پور)

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

بذار باورم کنم امشب تمام خاطرم برگشت-- بذار امشب شوم مستت کنم رقصی در آغوشت ---بیا اونجا مشین ای دل ببین قلبم شده بی تاب --ببین آشفته بود ، خوابید در آغوش پر از گرما--- لبم را بوسه باران کن ببین رخساره می جوشد ز بی تابی لبهایت --ببین چشمم شده باران ز شوق نور چشمانت ---گلم صبر می کنی بازم! ببین سرما گرفت دستم ببین آشفته می خوانم دل و دین را ز کف دادم ---

....
....
در میکده

اصلن بیا بندازیم گردن اسمیرنوف