دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در میکده

هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در میکده

ماه بالای سر آبادی است، اهل آبادی در خواب است، باغ همسایه چراغش روشن، من چراغم خاموش، یاد من باشد که تنها هستم، ماه بالای سر تنهایی است...

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در میکده

بايد كه مهربان بود، بايد كه عشق ورزيد، زيرا زنده بودن، هر لحظه احتماليست ...

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در میکده

آسمان هم باشی بغلت خواهم کرد.... فکر گستردگی واژه نباش همه در گوشه تنهایی من جا دارند....

مونا
مونا
در میکده

گاه ساکت باران به روی گونه ام دزدانه می لغزد ولی یاران نمی دانند که من دریایی از رودم به ظاهر گرچه می خندم ولی اندر سکوتی تلخ می گریم...

مونا
مونا
در میکده

زندگی زیباست چون تصویر ماست / در مسیرش هرچه نازیباییست از تقصیر ماست

مونا
مونا
در میکده

حرف های ما هنوز ناتمام ، تا نگاه می کنی وقت رفتن است ، بازهم همان حکایت همیشگی ، پیش از آنکه باخبر شوی لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود ، آی ، ای دریغ و حسرت همیشگی ، ناگهان چقدر زود دیر می شود .

مونا
مونا
در میکده

کاش میشد بر جدایی خشم کرد / شاخه های نسترن را با تواضع پخش کرد / کاش میشد خانه ای از مهر ساخت / مهربانی را در آن سرمشق کرد

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

برایت دلتنگی عصر پاییز را می فرستم مثل کلاغ های دم غروب هیچ جا نیستم فقط گاهی یکی از پرهایم می افتد -------

مونا
مونا
در میکده

به زندانی گفتن از تو تنهاتر کیست ؟ گفت کسی که دلش زندانی دیگریست.....

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

بیا برای یک بار هم که شده دست به خلاف بزنیم من اندوه تو را می دزدم تو تنهائی مرا ...

مونا
مونا
در میکده

زندگی یعنی گذر زمان و زندگی کردن یعنی به یاد آوردن خاطره های زیبا ، چه زیباست در مسیر زندگی ، زندگی کردن

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

بازي شروع شد... دويدم... دست و پا زدم... غـرق شدم... دل شکستـم... عاشق شدم... بيرحم شدم... مهربـان شدم... بچـه بودم... بزرگ شدم... پير شدم... بازي تمـام شد... زندگي را باختم ...

مونا
مونا
در میکده

کودک زمزمه کرد: خدایا با من حرف بزن. و یک چکاوک در مرغزار نغمه سر داد. کودک نشنید.او فریاد کشید: خدایا! با من حرف بزن صدای رعد و برق آمد. اما کودک گوش نکرد. او به دور و برش نگاه کرد و گفت خدایا! بگذار تو را ببینم ستاره ای درخشید. اما کودک ندید. او فریاد کشید خدایا! معجزه کن نوزادی چشم به جهان گشود. اما کودک نفهمید. او از سر ناامیدی گریه سر داد و گفت: خدایا به من دست بزن. بگذار بدانم کجایی.خدا پایین آمد و بر سر کودک دست کشید. اما کودک دنبال یک پروانه کرد. او هیچ درنیافت و از آنجا دور شد

مونا
مونا
در میکده

فردا و دیروز با هم دست به یکی کردند....دیروز با خاطراتش مرا فریب داد....فردا با وعده هایش مرا خواب کرد....وقتی چشم گشودم امروز هم گذشته بود...