دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
سـارا صـدفی
سـارا صـدفی
در میکده

ما دو تا ...پنجره ی رو به سرابیم .... مگه نه...

╰☆╮ پرندیس ╰☆╮
╰☆╮ پرندیس ╰☆╮
در میکده

مایلم اعضای بدنم را در زمان مرگم اهدا کنم ...باشد که ادامه زندگی اجزای وجودم نجات بخش زندگی دیگری باشد . . /.

سـارا صـدفی
سـارا صـدفی
در میکده

چه تلخ است.... ترس از وابستگی ...به چیزی که می دانی.... روزی به پایان می رسد!

نوید ابراهیمی
نوید ابراهیمی
در میکده

به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش ، اما بچه اش خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدرمه

مریـم بانـو
مریـم بانـو
در میکده

من خود ای ساقی از این شوق که دارم مستم/تو به یک جرعه دیگر ببری از دستم...

غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....
در میکده

کم سرمایه ای نیست .. ! داشتن آدمهایی که حالت رابپرسند ...! ولـــــی ... . از آن بهتر داشتن آدمهاییست ... که وقتی حالت را میپرسند ... بتوانـــی بگویی: خـــــوب نیستم ..

سـارا صـدفی
سـارا صـدفی
در میکده

دامنی ز گل دارم، بر چه کس بیفشانم ؟ ... ای نسیم جان پرور، امشب از برم بگذر...

سـارا صـدفی
سـارا صـدفی
در میکده

زحمت چه می کشی پیِ درمانِ ما طبیب ؟! ... ... مـا بِـــِه نمی شویم و تو بـــدنام مـی شوی !

سـارا صـدفی
سـارا صـدفی
در میکده

هر چه بیش تر دل به دریا زدم ، آرزوهایم بیشتر نقش ِ بر آب شد ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سـارا صـدفی
سـارا صـدفی
در میکده

قرار است از تو عبور کنم… بگذار کفشهایم را در بیاورم… تو هنوز هم برایم مقدسی…

سـارا صـدفی
سـارا صـدفی
در میکده

من و تو ...قصه ی یک کهنه کتابیم....

سـارا صـدفی
سـارا صـدفی
در میکده

گفتم ببینـــــمت ، گفتی که صبر صبر ... ای آفتاب حُسن ، برون آ دمی ز ابر ...

سـارا صـدفی
سـارا صـدفی
در میکده

نه حس جوانه زدن دارم. نه طاقت باریدن..... دلم هنوز به چیزی گرم نیست.... شکوفه هایم دارد به باد میرود.... و تو بهار ِ سبز ِ این روزگار ِ دو فصل.... چه زود بند و بساط ت را جمع کرده ای.... و مدام تکرار میکنی : چاره چیست ...

سـارا صـدفی
سـارا صـدفی
در میکده

دیگر بهار آرزوهایم گذشته ... پاییز وار.... از برگ خود را میتکانم ......سلام دوستان