وحید
نگران نباش... نگران نباش حال من خوب است فقط کمی بزرگتر شده ام عقلم قد کشیده شعورم متبلور شده دلتنگی هایم کوچک شده اند و در فاصله کوتاه لبخندها و اشکهایم آموخته ام زندگی کنم…
وحید
چنان تنهایی وحشتناکی احساس میکردم که خیال خودکشی به سرم زد تنها چیزی که جلویم راگرفت این بودکه من در مرگ تنهاتر از زندگی خواهم بود. تهوع - ژان پل سارتر
وحید
هیچ چیز ساده تر از قلب نمی شكند. ژان پل سارتر
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دوباره پاییز اما نه "فصل خزان" زرد! دوباره پاییز اما نه فصل اندوه و درد! دوباره پاییز فصل زیبای سادگی دوباره پاییز ، موسم شدید دلدادگی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
همیشه نمی شود زد به بی خیالی و گفت: تنهـــــــــــا امده ام ٬ تنهـــــــا می روم... یک وقت هایی شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای... کم می اوری دل وامانده ات یک نفر را می خواهد!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
نه این شمع روشن
نه من
که خواب ندارم
هیچ چیز به یاد تو نیست ...!
وحید
در ميان مردمي كه مي دوند براي "زنده بودن" آرام قدم بردار براي " زندگي كردن". به كسي اعتماد كن كه بتواند سه چيز در تورا تشخيص دهد: اندوه پنهان شده در لبخندت را عشق پنهان شده در عصبانيتت را و معناي حقيقي در سكوتت را
وحید
مال کسي باش؛ که حتي اگر ساده ترين لباس تنت باشد تو را به همه ی دنيا نشان دهد و بگويد اين همه دنياي من است
وحید
خدایا: کودکان گل فروش را می بینی ؟ مردان خانه به دوش زبانهای عشق فروش انسانهای آدم فروش همه را می بینی؟ میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم،دیگر زمینت بوي زندگی نمیدهد.
وحید
به دنیای این روزای من خوش آمدید لبخند پنجره بوی رفتن تو را میدهد. هجوم باد زمزمه ی گام های توست. و این تویی که دراین معادله ی یک طرفه نمی شنوی سکوت خرد شدنم را!
مهشی ــد
"چشمانت" را داستان وار دنبال میکنم با عاشقانه ترین کلام می خوانمت با عاشقانه ترین باد به خاطر می سپارمت قلبم آنقدر بزرگ میشود *که یک جهان دوست داشتن تو در قلبم می چکد*