دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
نیلوبانو ^_^
نیلوبانو ^_^
توسط موبایل در مشاعره

دل بی چشم بی است / مرد ز مردمی دور است // علم دل را به جای باشد / سر بی علم باشد

kapo
kapo
در مشاعره

در تور من افتاد ولی صید نشد / نامی که کنار نام من قید نشد // هر روز بدون او دلم می لرزد / این خانه تکان خورد ولی... عید نشد

نیلوبانو ^_^
نیلوبانو ^_^
توسط موبایل در مشاعره

مرغی که ز داشت ملالی / در باغ به نظاره ی سرو چمن آمد / یعقوب شد ز من شدم / آن بوی دگر بود کزان آمد

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

یارب از ابر هدایت برسان بارانی / پیشتر زانکه چو گردی ز میان برخیزم

نیلوبانو ^_^
نیلوبانو ^_^
توسط موبایل در مشاعره

به طواف رفتم،به حرم رهم ندادند / که برون در چه کردی؟که درون خانه آیی؟

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش / چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب

نیلوبانو ^_^
نیلوبانو ^_^
توسط موبایل در مشاعره

تو کیستی که شوی دست گیر و کار گزار / همان که شوق طوافش مرا به طوفان داد

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

نامهربانی را هم از تو دوست خواهم داشت / بیهوده می کوشی بمانی مهربان ای دوست

نیلوبانو ^_^
(18).jpg نیلوبانو ^_^
توسط موبایل در مشاعره

او رفت که روزی دو سه را باز پس آید / ما دیده به راه و همه شب روز شماران

باران بهاری
امام رضا.jpg باران بهاری
در مشاعره

دل من گمشده ؛ پیدا شد اگر ، بسپارید امانات / و اگر از تپش افتاد دلم ، ببریدش یه ملاقات

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
طلوع
طلوع
در مشاعره

در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز / هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد

نوید
نوید
در مشاعره

نابرده رنج گنج میسر نمی شود / مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

گـلـپــری
گـلـپــری
در مشاعره

مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت / گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان . . . / البته در مورد مست یا مستی مشکوکم

نوید
نوید
در مشاعره

یاد روزی که به عشق تو گرفتار شدم/ از سر خویش گذر کرده سوی یار شدم

الينا
الينا
در مشاعره

دل بريدم از تمام زندگي / با تو گم گشتم بنام زندگي / با تو بودن شد برايم هر نفس /معني ناب كلام زندگي