دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

من نشستم میان اندوهم، بغض خود را فرو خورم اما / ابر غمگین رسید از مشرق ،قطره قطره چکید آخر خط

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

در سینه پنهان کرده ام گنجینه ای از داغ غم ... تا می توانی سعی کن ای عشق ، در ویرانیم

محمّدحسین
محمّدحسین
در مشاعره

ما روز آفرینش غم لال بودیم * چون غم پدید گشت سخن آفریده شد

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

الا اي پير فرزانه مکن منعم ز ميخانه / که من در ترک پيمانه دلي پيمان شکن دارم

اتا
اتا
در مشاعره

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل... کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش / بر در دل روز و شب منتظر یار باش

اتا
اتا
در مشاعره

یار مردان خدا باش که در کشتی نوح... هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را

AHAD.GD
AHAD.GD
در مشاعره

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی / چه خیال ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی

این ارسال را بازنشر کرده است.
باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم / دولت صحبت آن مونس جان مار را بس

AHAD.GD
AHAD.GD
در مشاعره

اگر لذت ترک لذت بدانی / دگر لذت نفس،لذت ندانی

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

نكوهش مكن چرخ نيلوفري را / برون كن ز سر باد خيره سري را

AHAD.GD
AHAD.GD
در مشاعره

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن***منم که دیده نیالودم به بد دیدن

اتا
اتا
در مشاعره

یارب سببی ساز که نالان نشوم...محتاج به بیگانه و خویشان نشوم

AHAD.GD
AHAD.GD
در مشاعره

تو کز مهنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی

اتا
اتا
در مشاعره

میازار موری که دانه کش است..که جان دارد و جان شیرین و خوش است