دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
nimino
nimino
در مشاعره

تکیه بر اختر شب دزد مکن کاین عیار / تاج کاووس ببرد و کمر کیخسرو

reza
reza
در مشاعره

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود ... دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست

دینا
دینا
در مشاعره

آبی که برآسود زمینش بخورد زود/ دریا شود آن رود که پیوسته روان است

motefavet
motefavet
در مشاعره

مي ايستم امروز خدا را به تماشا... اي محو شکوه تو خداوند سراپا ... اي جان جوان مرد به دامان تو دستم... من نيز جوانم، ولي افتاده ام از پا

حنانه
حنانه
توسط موبایل در مشاعره

گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد.. اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم..

motefavet
siaaHp_257.jpg motefavet
در مشاعره

تا که یک روز در حوالی مهر ... روی آن برگ های رنگا رنگ... با تمام وجود راهی کرد... پسری را که برنگشت از جنگ

Alireza
Alireza
در مشاعره

تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست/ دل سودازده از غصه دو نیم افتادست

reza
reza
در مشاعره

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود ... از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت

Alireza
Alireza
در مشاعره

در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز / جه توان کرد که سعی من و دل باطل بود

این ارسال را بازنشر کرده است.
reza
reza
در مشاعره

تا زهره و مه در آسمان گـشت پدید ... بهتر ز مِیِ ناب کـسی هیـچ ندید

Alireza
Alireza
در مشاعره

یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب/ کز هر زبان که می شنویم نا مکرر است

reza
reza
در مشاعره

دیشب گله زلفش با باد همی‌ کردم ... گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی

Alireza
Alireza
در مشاعره

در مردم دنیای من هنجار یعنی عشق / نفرین به آنهایی که نا هنجار میمیرند

دینا
دینا
در مشاعره

یک ان شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود/ ان دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

reza
reza
در مشاعره

دایم گل این بستان شاداب نمی‌ماند ... دریاب ضعیفان را در وقت توانایی