دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الينا
الينا
در مشاعره

مرغ دلگيرم و كنج قفسي مي خواهم / كه غريبانه سر خويش كشم در پر خويش

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

مستی بهانه کردم و چندان گریستم / تا کس نگویدم که گرفتار چیستم

این ارسال را بازنشر کرده است.
رضا جهانبخش رستمی
رضا جهانبخش رستمی
در مشاعره

در انــدیــش ای حــکــیــم از کــار ایـام / کــه پــاداش عــمــل بــاشــد ســرانــجـام

motefavet
motefavet
در مشاعره

مگو که خاطرت از حرف من مکدر شد/ که روی آینه جای نفس نمی ماند

این ارسال را بازنشر کرده است.
...غزلواره ...
...غزلواره ...
در مشاعره

تا کشد زیبا رخی بر چهره ام دستی ز مهر/// کاش، چون ایینه، بر صورت غباری داشتم ...

motefavet
motefavet
در مشاعره

تو پشت ابری و این قدر تابشت زیباست /هنوز آن طرف ابر ها مشخص نیست

...غزلواره ...
...غزلواره ...
در مشاعره

ریشه در خون دلم برده درختی كه من است /// من كه صد زخمم از این دست و تبرها به تن است ...

رضا جهانبخش رستمی
رضا جهانبخش رستمی
در مشاعره

یـــاد مـــی آرم کـــه در دســتــان مــن / روزگــاری شــعـلـه مـی زد خـون شـعـر

...غزلواره ...
...غزلواره ...
در مشاعره

نهادم آینه ای پیش روی آینه ات /// جهان پر از تو و من شد پر از خدا كه تویی ...

رضا جهانبخش رستمی
رضا جهانبخش رستمی
در مشاعره

ای بـه دسـت دیـو مـلـعـون سـال و مـه مانده اسیر / تـکـیـه کـرده بـر گـمـان ، بـرگـشـتـه از عین الیقین

motefavet
motefavet
در مشاعره

دو هفته ای ست که ظرف نباتمان خالی ست/ و چای می خورم و حسرت خراسان را /سپرده ام قفس مرغ عشق را به عزیز /و گفتم آب دهد هر غروب گلدان را

رضا جهانبخش رستمی
رضا جهانبخش رستمی
در مشاعره

یــاران در ایــن بــیــابــان از مــا اثــر مـجـویـیـد / گـمـگـشـتـگـی سـراغـیـم مـا را دگـر مـجـویـید

motefavet
motefavet
در مشاعره

لاک پشتی به خیالت زده خرگوش شدی/ پس چرا صحبت حق را که شنیدی، خاموش شدی؟

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دلا غافل ز سبحاني چه حاصل / اسير نفس شيطاني چه حاصل

الينا
الينا
در مشاعره

ياد ايام جواني جگرم خون ميكرد / خوب شد پير شدم و كم كم نسيان آمد