دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الينا
الينا
در مشاعره

در شب هجران مرا پروانه وصلي فرست / ورنه از دردت جهاني را بسوزانم چو شمع

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

قلب هر خاکی که بشکافد، نشانش عاشقی ست ... هر گلی که غنچه زد، نامش شقایق می شود

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

از خاک اهل عشق نظر خیره می شود / از ابر پردگی نشود آفتاب عشق

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

می خواهمت چنان که شب خسته خواب را ... می جویمت چنانکه لب تشنه آب را ---> قیصر امین پور

الينا
الينا
در مشاعره

دوشينه شكستيم به يك توبه دو صد جام / امروز به يك جام دو صد توبه شكستيم

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

رشتۀ تسبیح اگر بگسست معذورم بدار / دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور ... کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

الا ای آهوی وحشی کجایی / مرا با توست چنیدین آشنایی

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

آنجا كه نظر جرات پرواز نمي كرد ... ما پيش تر از ديده نهاديم قدم را

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری
در مشاعره

قطره سامانیم اما موج دریای کرم/ دارد اغوش که اسان می کند دشوارها

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

تخم راز عشق را در خاک کردن مشکل است / چون شرر از سنگ بیرون می جهد اسرار عشق

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری
در مشاعره

نیست دلگیری زکوه بیستون، فرهاد را / عشق چون مشاطه گردد ستگ خارا هم خوشست

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

تا می توان نمود قناعت به آب خشک / هرگز مجوی طعمه ز قلاب دیگران

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری
در مشاعره

در پایه ی خود هیچ کسی خُرد نباشد/ تا جغد بود ساکن ویرانه بزر گست

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

جز راست مگوی و بی گاه / تا حاجت نایدت به سوگند