دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

تو را به سر ندهد جا سپهر مینایی / چو آفتاب اگر زیر پا نظر نکنی

سید کمال
سید کمال
در مشاعره

یادگار محمد است و علی // نعمت الله که میر مستان است

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

تا آینه از دست تو مشاطه نگیرد / هجران تو ظلمی که به من کرد ندانی

سید کمال
سید کمال
در مشاعره

در ولایت ولی والی اوست // بر همه کاینات سلطان است

ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
در مشاعره

یکی جانیست در عالم که ننگش آید از صورت//بپوشد صورت انسان ولی انسان من باشد

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

درشتی ها بود در پرده نرمی های گردون را / نباشد لقمۀ این سنگدل از استخوان خالی

سید کمال
سید کمال
در مشاعره

یک مثالت در ولایت روی و موی قنبر است // کز سواد گیسویش شب را معطر کرده‌اند

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

نفس بی یاد حق از هوشمندان بر نمی آید / نمی باشد ز بوی پیرهن این کاروان خالی

سید کمال
سید کمال
در مشاعره

هر سخن تو را خرد مملکتی بها دهد // حاصل هفت کشورش نیست بهای راستین

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

از بی دریغ بخشی حسن کریم تو / هر ذره ای به هستی خود بدگمان شده

ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
در مشاعره

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا//بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

سید کمال
سید کمال
در مشاعره

هیچ تو دانی آسمان بهر چه کرد پشت خم // خواست که بوسه‌ای دهد مسند و پای شاه را

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

یابد ز اجل چاشنی قند مکرر / در زندگی آنکس که بمیرد به اراده

سید کمال
سید کمال
در مشاعره

من چه شود اگر شوم کشته برای چون تویی / صد من از فنا شود باد بقای چون تویی

ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
در مشاعره

یك عمر می شد آری در ذره ای بگنجم// از بس كه خویشتن را در خود فشرده بودم

این ارسال را بازنشر کرده است.