دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

مریم خاموش عیسی را به گفتار آورد / با لب گویا دل گویا نمی دارد کسی

سید کمال
سید کمال
در مشاعره

لیکن چو در این غم آشیان آمده‌ام / آخر کم از آنکه من بدانم که کیم

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

توان ز سختی ایام سرخ رویی یافت / که لعل می شود از کوه و از کمر حاصل

سید کمال
سید کمال
در مشاعره

شکر ایزد را که آنچه اسباب بلاست / ما را ز کس دگر نمیباید خواست

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش / بر در دل روز و شب منتظر یار باش

» محسن «
» محسن «
در مشاعره

دگر به هر چه تو گویی مخالفت نکنم / که بی تو عیش میسر نمی​شود ما را

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دهان هرکه بد آموز شد به حرف سوال / جراحتی ست که هرگز بهم نمی آید

سید کمال
سید کمال
در مشاعره

وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود / کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

تاب بنفشه میدهد طرۀ مشک سای تو / پردۀ غنچه می درد خندۀ دلگشای تو

سید کمال
سید کمال
در مشاعره

در پرده اسرار کسی را ره نیست / زین تعبیه جان هیچکس آگه نیست

» محسن «
» محسن «
در مشاعره

دل در طلب یار دگر تاب ندارد / چشمان من زار دگر خواب ندارد

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دل را به هم شکن که ز عکس جمال یار / آیینۀ شکسته پری خانه می شود

» محسن «
» محسن «
در مشاعره

دعوی چه کنی داعیه‌ داران همه رفتند / شو بار سفر بند که یاران همه رفتند

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

راستی کن که راستان رستند / در جهان راستان قوی دستند

» محسن «
» محسن «
در مشاعره

دولت‌ طلبی سبب نگه‌دار / با خلق خدا ادب نگه‌دار