دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نادر ابراهیمی در چهاردهم فروردین‌ماه سال ١٣١۵ در تهران به‌دنیا آمد و در سن ۷۲ سالگی پس از چندین سال دست و پنجه نرم کردن با بیماری بعد از ظهر پنجشنبه ۱۶خرداد ۱۳۸۷ درگذشت .
تنهـ ــا از .:.نادر ابراهیمـ ـــی.:.
والسـ ـــلام.../.

جزئیات گروه

شناسه 461
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 71 پست
عضو 86 کاربر
طرفدار 6 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 438
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 446
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 413

کاربران گروه

(84 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

نـــادر ابراهیمـ ــی
شناسه‌: 461 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

، واخوردگی ِ همه ی رنگ هاست . . .

✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

تو ب دیوار تکیه میدهی و مرا نگاه میکنی . . .

✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

کسانی هستند ، ک شما را ب تو ، و تو را ب هیچ تبدیل میکنند . . . ( تقلید کنندگان ِ صمیمیت )

✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

بخواب . . . / تنها خواب تو را ب من ، و ب همه ی آنجه از دست رفته پیوند خواهد زد . . .

✔   مــریم خانوم
✔ مــریم خانوم

من خاموش ب آنها نگاه میکنم و در وجودم کسی ــست ک فریاد میکشد . . .

هسツی
هسツی

برخی ضربه ها در حد یک سیلی دوستانه ی نرم است;اما عجب مته یی می شود برای چرخیدنی ابدی در قلب ، و فرو رفتنی بی پایان به قصد سوزاندن و بیش سوزاندن.

هسツی
هسツی

قرن هاست که ما ملت فردا هستیم.در زندگی غم انگیزمان ، امروز نداریم، و همه چیزمان شده: ان شاء الله درست خواهد شد ، برادر!

این ارسال را بازنشر کرده است.
هسツی
هسツی

چه کسی می‌تواند بگوید "تمام شد" و دروغ نگفته باشد؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
سنگ ِ تیپاخورده رنجـ ـور
سنگ ِ تیپاخورده رنجـ ـور

هلیا! من هرگز نخواستم از عشق افسانه ای بیافرینم. باور کن."نـــادر ابراهیمـ ــی"

سنگ ِ تیپاخورده رنجـ ـور
سنگ ِ تیپاخورده رنجـ ـور

من از دوست داشتن، فقط لحظه ها را می خواستم آن لحظه ای که تو را به نام مینامیدم . . ."نـــادر ابراهیمـ ــی"

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
هسツی
هسツی

هر آشنایی تازه اندوهی تازه است... مگذارید که نام شما را بدانند و به نام بخوانندتان. هر ســــلام سرآغاز دردناک یک خداحافظی ست.‏ نادر ابراهیمی - بار دگر شهری که دوست می داشتم

سنگ ِ تیپاخورده رنجـ ـور
سنگ ِ تیپاخورده رنجـ ـور

بیدار شو هلیا. بیدار شو و سلام ساده ی ماهیگیران را بی جواب مگذار. من لبریز از گفتنم نه نوشتن. باید که اینجا روبروی من بنشینی و گوش کنی. دیگر تکرار نخواهد شد

سنگ ِ تیپاخورده رنجـ ـور
سنگ ِ تیپاخورده رنجـ ـور

کمی زیستن در رویا بخاطر انطباق دادن زندگی با رویا، گناه نیست. آنچه اشتباه محض است، فرو رفتن در رویاست و برنیامدن !

سنگ ِ تیپاخورده رنجـ ـور
سنگ ِ تیپاخورده رنجـ ـور

پروردگارا: هرگز نمی پرسیم چرا عذاب را به آن حد رساندی که به های های گریستن محتاجمان سازی. نمی پرسیم... تنها تو را سپاس می گوئیم که از پی هر عذاب توان و رخصت گریستنمان دادی.

سنگ ِ تیپاخورده رنجـ ـور
سنگ ِ تیپاخورده رنجـ ـور

من می خواستم که با دوست داشتن زندگی کنم کودکانه و ساده و روستایی من از دوست داشتن فقط لحظه ها را می خواستم ان لحظه هایی که تو را به نام می نامیدم آن لحظه یی که خاکستری گذرای زمین در میان موج جوشان مه رطوبتی سحرگاهی داشت آن لحظه ای که در باطل اباطیل دیگران نیز خرسندی کودکانه ای می چرخید