محمد
حکمت 58 نهج البلاغه : مال و ثروت ماده اصلی همه شهوات است
محمد
حکمت 57 نهج البلاغه : قناعت مالی است که هرگز تمام نمي شود .شريف رضی مي گويد :اين کلام از پيغمبر نيز نقل شده است .
محمد
حکمت 56 نهج البلاغه : بي نيازیدر غربت وطن است . و نيازمندیدر وطن غربت است [ زيرا انسان بي نياز هر کجا باشد وسائل برايش فراهم و افراد را مي گيرند . ولی نيازمند اقوام و بستگان نيز رهايش مي کنند ] .
محمد
حکمت 55 نهج البلاغه : صبر بر دو گونه است : صبر در انجام کار خوبیکه دوست نداری. و صبر بر ترک کار بدیکه دوست داری.
محمد
حکمت 54 نهج البلاغه : هيچ ثروتی چون عقل نيست . و هيچ فقری چون جهل نيست . هيچ ميراثی چون ادب نيست . و هيچ پشتيبانی چون مشورت نخواهد بود .
محمد
حکمت 53 نهج البلاغه : سخاوت آن است که ابتدائی [ و بدون درخواست ] باشد و اما آنچه در برابر تقاضا داده مي شود از روی حيا و برای دفع مذمت است
محمد
حکمت 52 نهج البلاغه: شايسته ترين مردم به عفو قادرترين مردم به مجازات است
محمد
حکمت 51 نهج البلاغه : عيب تو پنهان است مادامی که دنيا رو بسوی تو است .
محمد
حکمت 50 نهج ابلاغه : دلهای انسان ها همچون حيوانات وحشیاست هر کس از راه محبت وارد شود با او الفت مي گيرند .
محمد
حکمت 49 نهج البلاغه : بپرهيزيد از حمله بزرگوار بهنگام نياز و گرسنگی. و از حمله انسان پست به هنگام سيری.
محمد
حکمت 48 نهج البلاغه : پيروزی در پرتو تدبير و احتياط است . و تدبير و احتياط به تفکر است . و تفکر صحيح به نگهداری اسرار است
محمد
حکمت 47 نهج البلاغه : اندازه هر کس به اندازه همت او است . و صداقت هر کس به اندازه شخصيت او است . و شجاعت هر کس به اندازه زهد و بي اعتنائی او [ به ارزشهای مادی] است . و عفت هر کس به اندازه غيرت او است
محمد
حکمت 47 نهج البلاغه : اندازه هر کس به اندازه همت او است . و صداقت هر کس به اندازه شخصيت او است . و شجاعت هر کس به اندازه زهد و بي اعتنائی او [ به ارزشهای مادی] است . و عفت هر کس به اندازه غيرت او است
محمد
حکمت 46 نهج البلاغه : کار بدی که ترا ناراحت [ و پشيمان ] مي سازد نزد خدا بهتر ازکار نيکی است که تو را مغرور مي سازد
محمد
حکمت 45 نهج البلاغه : [3] اگر با اين شمشيرم بر بينی مؤمن بزنم که مرا دشمن بدارد دشمن نخواهد داشت . [4] و اگر تمام دنيا را در گلوی منافق بريزم که مرا دوست بدارد دوست نخواهد داشت [5] و اين بخاطر آن است که بر زبان پيامبر امی[ درس نخوانده ] گذشته [6] که فرمود : ای علی هيچ مؤمنی ترا دشمن نمي دارد و هيچ منافقی تو را دوست نخواهد داشت