ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
زُهْدُكَ فِي رَاغِبٍ فِيكَ نُقْصَانُ حَظٍّ وَ رَغْبَتُكَ فِي زَاهِدٍ فِيكَ ذُلُّ نَفْسٍ //بى اعتنائى تو به كسی كه به تو علاقه دارد (باعث) كمى نصيب و بهره است، و رغبت تو به كسی كه به تو بى اعتناء است (سبب) ذلّت و خوارى نفس است. نهج البلاغه کلمات قصار )45
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
امام على(سلام الله علیه): إعجابُ المَرءِ بِنَفسِهِ دَليلٌ عَلى ضَعفِ عَقلِهِ. خودپسندىِ آدمى، نشانه كم عقلى او است. الكافى - ج 1 - ص 32 میزان الحکمة ج7- ص545-ح13686
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
يَا كُمَيْلُ! الْعِلْمُ خَيْرٌ مِنَ الْمَالِ؛ الْعِلْمُ يَحْرُسُكَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ ... (نهجالبلاغه، حکمت 147) اي کميل! علم از مال بهتر است؛ زيرا علم تو را نگهبان است و مال را تو بايد نگهبان باشي.
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
اعْجَبُوا لِهَذَا الْإِنْسَانِ يَنْظُرُ بِشَحْمٍ وَ يَتَكَلَّمُ بِلَحْمٍ، وَ يَسْمَعُ بِعَظْمٍ، وَ يَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْمٍ! (نهجالبلاغه، حکمت 8) از ويژگيهاي انسان در شگفتي مانيد كه با پارهاي پِي مينگرد و با گوشت سخن ميگويد و با استخوان ميشنود و از شكافي نَفَس ميكشد!
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
حکمت وزیدن باد در رقصاندن شاخه ها نیست .... در امتحان ریشه هاست .....« امام علی (ع) »
.ܓܨمع الحبیب ...
حکمت 29 نهج البلاغه : [10] هنگامیکه تو عقب مي روی و مرگ به جلو مي آيد چه زود با يکديگر ملاقات خواهيد کرد
.ܓܨمع الحبیب ...
حکمت 28 نهج البلاغه : [9] برترين زهد مخفی داشتن زهد است .
.ܓܨمع الحبیب ...
حکمت 27 نهج البلاغه : [8] با بيماريت راه برو مادامی که با تو راه مي رود . [ تا زمانيکه فشار شديد نياورده بگذار خود بدن بدون نياز طبيب و دارو آنرا دفع کند ]
.ܓܨمع الحبیب ...
حکمت 26 نهج البلاغه : [7] کسی چيزی را در دل پنهان نمي کند مگر اينکه در سخنانیکه ازدهان او مي پرد و در چهره و قيافه اش آشکار مي گردد .
.ܓܨمع الحبیب ...
حکمت 25 نهج البلاغه : [6] ای فرزند آدم هنگامی که ببينی پروردگارت پیدر پینعمتهايش را بر تو مي فرستد در حاليکه تو معصيت او را مي کنی بترس [ که مجازات سنگينی در انتظار تو است ] .
.ܓܨمع الحبیب ...
حکمت 24 نهج البلاغه : [5] از جمله کفاره های گناهان بزرگ به فرياد مصيبت زدگان رسيدن و تسلي دادن به رنجديدگان است .
.ܓܨمع الحبیب ...
حکمت 23 نهج ابلاغه : [4] کسيکه عملش او را کند سازد . نسبش او را سرعت نخواهد بخشيد .
.ܓܨمع الحبیب ...
حکمت 22 نهج البلاغه: [1] ما را حقی است که اگر به ما داده شود [ آزاديم ] [2] والا در عقب شتر سوار خواهيم شد [ و همچون اسيران خواهيم بود ] هر چند زمانی طولانی بر اين حال بگذرد . [3] شريف رضیمي گويد : اين از سخنان لطيف و فصيح امام [ ع ] است و معنای آن اين است که اگر حق ما به ما داده نشود همچون افراد خوار و کم ارزش خواهيم بود . و اين بدين جهت است کسیکه در رديف انسان سوار مي شود در قسمت آخر مرکب سوار خواهد بود همچون برده و اسير و امثال آنها .