دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در رفاقت رسم ما جان دادن است / هر قدم را صد قدم پس دادن است
هرکه بر ما تب کند جان میدهیم / ناز او را هرچه باشد میخریم

جزئیات گروه

شناسه 423
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 5177 پست
عضو 624 کاربر
طرفدار 31 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 26
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 109
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 22

کاربران گروه

(620 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

رفیق
شناسه‌: 423 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
در رفیق

همه تون .......

ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
در رفیق

......... روزتون بخیر

sina
sina
در رفیق

سنگ قبرم را نمی سازد کسی مانده ام در کوچه های بی کسی سوختم خاکسترم را باد برد بهترین دوستم مرا از یاد برد

sina
sina
در رفیق

انسان همیشه دنبال کسی که دوستش دارد درحال دویدن است اما هرگز به عقب برنمی گردد تا ببیند پشت سرشان نفر دیگری هم میدود.

sina
sina
در رفیق

دیدی ای دل غم عشق دگر بار چه کرد؟ چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد.

sina
sina
در رفیق

دلم با عشق تو عاشق ترین شد ، تمام لحظه هایم بهترین شد ولی بی مهریت کار دلم ساخت ، دل تنهای من تنهاترین شد.

sina
sina
در رفیق

بی تو ترك برداشته ام و به هر بهانه ای ، دلم می شكند ، گاهی گم می شوم پشت پنجره ها و سكوتم را بغض می كنم تا نشنوند صدای شكستنم را

sina
sina
در رفیق

در شبان غم تنهایی خویش عابد چشم سخنگوی توام من در این تاریكی من در این تیره شب جانفرسا زائر ظلمت گیسوی توام

sina
sina
در رفیق

غربت را نباید در شهری غریب یا در گم شدن لحظه های آشنا جستجو کرد هر وفت عزیزت نگاهش رو به یه غریبه تعارف کرد تو غریبی.

sina
sina
در رفیق

من سوخته دل ساکن کوی غم و دردم ، در شکست خوردم ولی توبه نکردم

sina
sina
در رفیق

برو برو که خسته از شکستنم ، من عاصی از هر عشق و هر دلبستنم کبوترم که پر زدم ز بام تو ، بیزارم از نامت به لب آوردنم

sina
sina
در رفیق

آیا از بخشندگی و مهربانی که نخستین حالات خداوند است ، در ما نشانی هست ؟

sina
sina
در رفیق

خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي اما وقتي که بهار شد يه جوري ازش جدا شي خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه بعد اون بگه که هرگز نميخواد تو رو ببينه

sina
sina
در رفیق

میل دریا گر کنی ، من دیده را دریا کنم / میل صحرا گر کنی ٬ من سینه را صحرا کنم / نا امیدم گر کنی میمیرم اما باز هم در همان حالت که میمیرم دعایت می کنم . . .

sina
sina
در رفیق

آنکه مست آمد و دستي به دل ما زد و رفت ، در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهايي ما را به رخ ما بکشد، تعنه اي بر در اين خانه تنها زد و رفت . . .