دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آناهیتا
آناهیتا

باز هم اداره پست و بسته ای برای من... 1392.1.14

الهه
الهه

هر چی فک کنید گوش دادم. حتی شیش و هشت... با همشون نشستم دونه دونه زار زدم... آدم دلش بگیره با هر چیزی گریه می کنه. حتی صدای بی صدای دیوار ٍ خونه...

الهه
الهه

نوشته 13 ب درم با طعم حضور شیرین شد... آدم دلش می گیره بعد یهویی اینا رو می خونه

الهه
1392.1.13  (21).jpg الهه

بعد امروز دختر عموم ک دید موهامو آبی کردم دستبند آبی ای رو ک خودش بافته بود داد بهم تا ست شه با موهام. یه دونه قهوه ایشو هم ب شقایق داد تازه...

الهه
الهه

جونم براتون بگه ک بعدش امروز سامی پسر عمه م کپسولی ترکوند یه ترکشش گرفت به پیشونی زن عموم و یکیم خورد تو چشمم... هر دو شانس آوردیم.

دریـــا
دریـــا

خدا رو شکر، سیزده بدره خوبی بود. گوش شیطون کر! چشمش کور!

گـلـپــری
گـلـپــری

مثلا شبایی هست که از نصف شب تا خود سحر آدم دلش میخواد بگه سلام صبح بخیر بعد یه دست گل کوچیک بازی کنه بعد بدمینتون بعد فوتبال آمریکایی بعد اصنم ربطی به این نداره که دختر باشه و هیچ کدوم از اینا رو نتونه انجام بده )

این ارسال را بازنشر کرده است.
پـــری‌ســــا
پـــری‌ســــا

عصر با هم خیلی حرف زدیم : ) ؛ حالم خیلی بهتر شُد؛ سر راه نون خریدم، برای شام همبرگر درست کنم ! حالا همبرگر سرخ شده؛ همه شام خوردن، ظرفا هم شسته شده ...این از امروز.

الهه
03388391560031779086.jpg الهه

همیشه توی چشمهایت غم داشتی بانو. توی بازی هایت که از چارده پانزده سالگی مرا مجذوب می کرد. همیشه بغض داشتی توی دیالوگ هایت به همان اندازه که نگاهت ما را می کشاند, صدایت هم... آنقدر آرام بودی که مرگ هم آرام کنارت پهلو گرفت... خدایت بیامرزد بانو. خدایت بیامرزد...

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

می خوام شنبه برای خواهر بفرستمش...

الهه
Untitled-1.jpg الهه

تنها دارایی های با ارزش ٍ همیم...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهه
الهه

امروز با آزاده رفتیم سینما و فیلم رو دیدیم... از وسطای فیلم یه دستمال دست من بود یکی دست آزاده. من اشکامو پاک می کردم بعد آزاده... فیلم قشنگی بود.پیشنهاد می کنم ببینیدش...

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری

یـ ِه تـفـلـد ِ دوستـانـ ِه ی ِ سـ ِه نـفـره بـ ِه مـن کـ ِه خـوش گـُذشـت ، امـیـدوارم بـ ِه اونـا هـم خـوش گـذشـتـ ِه بـاشـ ِه

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

من و اون از ده سالگی راهمون جدا بود... مادرم راس می گه که آبمون هیچ وقت تو یه جوب نرفت و نمیره! می گه بیخود ناراحتی خودتم می دونی اخلاقش چجوریه, با هم نمی سازین...

الهه
الهه

بازم خط ریمل اومد پایین...