دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الهه
الهه

مادرم میره میاد منو نگاه می کنه . الهه گوشه لبتو گاز نگیر زخم میشه / الهه زل نزن به فلان جا / الهه حواست کجاس ؟ / الهه ... / الهه ... . من جواب نمی دم خودشم می دونه ک پشت می کنه من دوباره بر میگردم سر خونه ی اول ... می دونه حالم خوش نیست و به روم نمیاره .

الهه
الهه

وقتی گوش میدم یه سره یعنی حالم خوش نیس ...

الهه
الهه

اومممم مثلن دوس داشتم رو وال ِ بعضیا با اسپری مینوشتم ... خصوصن الان خیلی دوس داشتم ... اسپری مشکی بر میداشتم یعنی سرتا پای اون مورد ِ مورد نظر رو رنگی می کردم ...

الهه
الهه

من از گشت ارشاد در ضمن متشکرم ک هروقت لباس کوتاه می پوشم در خیابون فعالیتشو بیشتر می کنه

الهه
الهه

من قرار بود رژیم بگیرم ، بعد امشب یه ذرت با قارچ و پنیر خوردم با دوتا بشقاب ماکارونی میخوام بترکم انگار . اصن من از فردا هیچی نمی خورم

الهه
الهه

آهنگ بی کلام گوش میدیم یه سریاش واسه فیلمایی ِ که از سال ها پیش نامزد اسکار بودن و شدن ... کلی آهنگ ِ ... خواستم فخر بفروشم همین @فرشاد

الهه
الهه

دوستم میگه : الهه ه ه ه ؟ تو به خانوم دکتر ... میگی : مریم جان ؟ اینقد با هم صمیمی هستید دمت گرم ! گفتم : اره ما کلی با هم صمیمی هستیم و اونم صدام می کنه الهه جان و ... تو دلم گفتم : ( آآآآآآآآآآآ من نمی دونستم تو این همه مدت مریم خانوم دکتره ) واقعن از افتادگیش خوشم اومد : )

دریـــا
دریـــا

من، خودم ! به تنهایی امروز یه زلزله ی 7 ریشتری با پس لرزه هایِ محدود، تویِ خونه ایجاد کردم !

الهه
الهه

یه پسر خاله ی 7 ساله دارم ... بماند ک چه اعجوبه ایه . حدود نیم ساعت باهاش کشتی گرفتم ، دست و پاشو چنان گره زدم هرکاری کرد نتونست ول کنه خودشو ... آخرم گفت : قبول نیس به شماها تو دانشگاه کشتی یاد میدن من اندازه ی تو بلد نیستم ... خیلی حس خوبی داشتم واسه کشتیه هفته ی دیگه هم قراره یه کشتی بگیریم با هم

moon22
moon22

نمیدونم خوب بود یا بد...خوب که درد دل کردیم؟یا بد بود که بدبختیامونو یاد اوری کردیم...اما همیشه این کلاسو دوس داشتم

احسان | dark knight
احسان | dark knight

از دیشب کلی ذوق مرگ شده بودم بازی یوونتوس لاتزیو رو تو بهترین ساعت ممکن شبکه 3 میخواد نشون بده... | ساعت چهار کارمو تعطیل کردمو یه جورایی جیم زدیم اومدیم خونه آخرش هم شاهد یه بازی بحرینی از لاتزیو بودم... یازده نفر تو دروازه... شانس هم که با یووه نبودش دروازه بان واکاشی زوما شده بودش... هرچی می زدیم به در بشته می خوردیم اخرش هم که بازیکنای لاتزیو رفتن واسه تمارض و وقت تلف کنی خب فکر می کنید من الان چه جوریم... یعنی الان فامیل دور رو درک می کنم که میگفت من الان چی جوریم؟؟؟؟

الهه
الهه

پستای یه سال پیشمو نمیتونم بخونم ... خاطرات بدی توشونه ... سردرد گرفتم

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

نهار باقالی پلوی ِ جان داریم : )

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

مادرم امشب گفت : تو چرا همش یه مدلای خاصی وایمیسی عکس میگیری ؟! هیچیت آدمیزادانه نیس ... هیچی دیگه کلن خیلی متشکرم ازش . : )

الهه
الهه

دارم پارت دوم فیلم رو نگاه می کنم با بازی فرهاد اصلانی و هانیه توسلی و لعیا زنگنه و آتیلا پسیانی و ... که به یه هفته نکشید و جمعش کرده بودن از پرده ی سینما ... هوم ... عرضی ندارم . اگه حرص نمی خورید ( که من الان دارم میخورم در حد اسید معده و اینا ) نگاهش کنید ...