دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الهه
الهه

دلم میخواد برم از حسابم دویست تومن برداشت کنم اما می دونم نباید بهش دست بزنم دویست هزار تومن پول بی اما و اگرم آرزوست ...

nastaran mashreghi
nastaran mashreghi

آنقدر نفس می کشم تا تمام شود همه ی نفس هایی که سراغ تو را میگیرند !

ᵾ ₰ ᵿ ℓ
ᵾ ₰ ᵿ ℓ

امروز با اینکه بسی مشکلات داشتم ُ اینا... قورمه سبزی پُخیدم بردم واسه دوسای خوابگاهیمهمچین آدم ِ مهربونُ کدبانو ُ غیره هایی هستم

nastaran mashreghi
nastaran mashreghi

من برای تو چتری بیش نبودم … بـاران که تمام شد فراموشم کردی ! تو تتنها همقدم باران می خواستی اما من خود باران شدم بعد از تو …

الهه
الهه

چشمام باز نمی شن از خستگی . دیشب پشت سیستم خوابم برده بود و بعد از یه ساعت پا شدم سیستمو خاموش کردم و رفتم سر جام خوابیدم . امشب اما واقعن حال ندارم پاشم ...

الهه
الهه

دلم گرفته . کلافم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

یه پیرهن دوختم ( خودم دوختم ) واسه عروسی دوستم که آبان ماه ِ . آبی ِ آبی ِ ... خوشگل شده فقط مشکلش اینه سر و تهشو گم می کنم

الهه
الهه

امروز رو دوست داشتم ... کاش همه ی روزا مث ِ امروز باشن : )

الهه
الهه

حالت الان من : یه پتوی مسافرتی انداختم رو شونم بصورت خمیده دارم تو صندلی فرو می رم و کار تدوین انجام میدم . خیلی خوابم میاد : ((((

گـلـپــری
گـلـپــری

داره خونه آرزوهاش ُ میسازه

ᵾ ₰ ᵿ ℓ
ᵾ ₰ ᵿ ℓ

دیشب . . . : ) زیر نور نارنجی ِ چراغای خیابون خوابیدنم یه صفای خاصی داره ها : ددی

الهه
الهه

امان از لرزش دست . لرزش پا . سر درد . سرگیجه ...

الهه
الهه

مادرم نشسته کنارم متن چت من و فرشادو می خونه . همه رو خونده تازه می گه یکم آروم تر تایپ کن نمی رسم همه رو بخونم

الهه
الهه

واسه اون جشنه موهامو میخوام مدل فرحی ببندم مادرم می گه بهم میاد ...

گـلـپــری
گـلـپــری

یه خبر خیلی خوب دیروز گوشیم درست شد کلی خوشحال شدم ولی خب وقتی دیدمش احساس غریبگی باهاش کردم