faafaa
من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي.......................
faafaa
I was under your spell for such a long time couldn't break the chains You played with my heart tore me apart with all your lies and games It took all the strength I had but I crawled up on my feet again....... Now you’re trying to lure me back but no those days are gone my friend I loved you so much that I thought that some day you could change But all you brought me was a heart full of pain ...............HATE......................
faafaa
یه دوست خوب میگفت: آدما مثل کتابن تا وقتی تموم نشدن جذابن........پس سعی کن خودتو جلوی دیگران ورق نزنی تا زود تموم نشی......چون وقتی تموم بشی میرن سراغ یکی دیگه...!!.........
faafaa
مهم نیست کف پاتو شسته باشی یانه!...... مهم نیست کف پات زبر باشه یا نرم!.......... مهم اینه که وقتی پاتو تو زندگی کسی میزاری و از زندگیش عبور میکنی وقتی مهلتت تموم شد و فقط رده پات موند ......... اونقدر اون ردپا خواستنی باشه که به کسی اجازه نده پاشو رو ردپات بذاره...........
faafaa
هوا سنگین بود...... آسمان بارانش گرفته بود...... ودخترکی خیس از بی سرپناهی آهسته میگفت:....... خدایا گریه نکن, درست میشه .......
faafaa
نميدونم چرا حرف.......... I=من....... و حرف....... U=تو......... از حروف انگليسي اينقد با هم فاصله دارن ؟؟!!...... ...ولي امروز يه جا رو پيدا كردم كه هميشه كنار همن ميدوني كجا ؟؟.......... ........................ روي صفحه كليد !!......... نگاش كن!........
faafaa
تو اگر می دانستی ....که چه رنجی دارد خنجر از دست عزیزان خوردن...آه! از من خسته نمی پرسیدی ...که چرا تنهایی..!!!!!
faafaa
میروم تا در میخانه کمی مست کنم...... جرعه بالا بزنم آنچه نبایست کنم...... آنقدر مست که اندوه جهانم برود....... استکان روی لبم باشد و جانم برود...... برود هرکه دلش خواست شکایت بکند....... شهر باید به من الکلی عادت بکند!!!!........
faafaa
پر كن پياله را كين آب آتشين ........ديريست ره به حال خرابم نمي برد....... اين جامها كه در پي هم ميشود تهي ...........درياي آتش است كه ريزم به كام خويش...........
♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
اينجا که من هستم نهايت منم! آغازم و پايان منم و يک پنجره منم و يک پنجره و هزار خاطره... حرفی نيست و اگر باشد خيالی نيست
faafaa
امان از خنده ای که لابلاي آن......... بغض دردناكي گلويت را بفشارد........... امان از آن لحظه...........
faafaa
شرکت پگاه اعلام کرد: هر پسري، دل دختري و هر مردي دل زني را بشکنه،شيرمو حلالش نميکنم.................
faafaa
خداوندا حال رفتن به راه راست را نداریم،راه راست را به سوی ما کج بفرما..................
faafaa
سیگار ندارم……… من امشب…… حالا پشت کدام هاله…… تو را پیدا کنم!؟………..
faafaa
سالهاست که معنای این را نفهمیده ام “رفت و آمد” یا “آمدو رفت” ؟……… آدمها میروند که برگردند ، یا میآیند که بروند…….