دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به گروه سرنوشت خوش آمدید
تو را بر من حرام كردند... نمیدانم این كار خدا بود یا #سرنوشت..!

جزئیات گروه

شناسه 424
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 882 پست
عضو 188 کاربر
طرفدار 3 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 209
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 573
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 115

کاربران گروه

(185 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

سرنوشت
شناسه‌: 424 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
faafaa
faafaa
در سرنوشت

من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي.......................

faafaa
faafaa
در سرنوشت

I was under your spell for such a long time couldn't break the chains You played with my heart tore me apart with all your lies and games It took all the strength I had but I crawled up on my feet again....... Now you’re trying to lure me back but no those days are gone my friend I loved you so much that I thought that some day you could change But all you brought me was a heart full of pain ...............HATE......................

faafaa
faafaa
در سرنوشت

یه دوست خوب میگفت: آدما مثل کتابن تا وقتی تموم نشدن جذابن........پس سعی کن خودتو جلوی دیگران ورق نزنی تا زود تموم نشی......چون وقتی تموم بشی میرن سراغ یکی دیگه...!!.........

faafaa
faafaa
در سرنوشت

مهم نیست کف پاتو شسته باشی یانه!...... مهم نیست کف پات زبر باشه یا نرم!.......... مهم اینه که وقتی پاتو تو زندگی کسی میزاری و از زندگیش عبور میکنی وقتی مهلتت تموم شد و فقط رده پات موند ......... اونقدر اون ردپا خواستنی باشه که به کسی اجازه نده پاشو رو ردپات بذاره...........

faafaa
faafaa
در سرنوشت

هوا سنگین بود...... آسمان بارانش گرفته بود...... ودخترکی خیس از بی سرپناهی آهسته میگفت:....... خدایا گریه نکن, درست میشه .......

faafaa
faafaa
در سرنوشت

نميدونم چرا حرف.......... I=من....... و حرف....... U=تو......... از حروف انگليسي اينقد با هم فاصله دارن ؟؟!!...... ...ولي امروز يه جا رو پيدا كردم كه هميشه كنار همن ميدوني كجا ؟؟.......... ........................ روي صفحه كليد !!......... نگاش كن!........

faafaa
faafaa
در سرنوشت

تو اگر می دانستی ....که چه رنجی دارد خنجر از دست عزیزان خوردن...آه! از من خسته نمی پرسیدی ...که چرا تنهایی..!!!!!

faafaa
faafaa
در سرنوشت

میروم تا در میخانه کمی مست کنم...... جرعه بالا بزنم آنچه نبایست کنم...... آنقدر مست که اندوه جهانم برود....... استکان روی لبم باشد و جانم برود...... برود هرکه دلش خواست شکایت بکند....... شهر باید به من الکلی عادت بکند!!!!........

faafaa
faafaa
در سرنوشت

پر كن پياله را كين آب آتشين ........ديريست ره به حال خرابم نمي برد....... اين جامها كه در پي هم ميشود تهي ...........درياي آتش است كه ريزم به كام خويش...........

♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
در سرنوشت

اينجا که من هستم نهايت منم! آغازم و پايان منم و يک پنجره منم و يک پنجره و هزار خاطره... حرفی نيست و اگر باشد خيالی نيست

faafaa
faafaa
در سرنوشت

امان از خنده ای که لابلاي آن......... بغض دردناكي گلويت را بفشارد........... امان از آن لحظه...........

faafaa
faafaa
در سرنوشت

شرکت پگاه اعلام کرد: هر پسري، دل دختري و هر مردي دل زني را بشکنه،شيرمو حلالش نميکنم.................

faafaa
faafaa
در سرنوشت

خداوندا حال رفتن به راه راست را نداریم،راه راست را به سوی ما کج بفرما..................

faafaa
faafaa
در سرنوشت

سیگار ندارم……… من امشب…… حالا پشت کدام هاله…… تو را پیدا کنم!؟………..

faafaa
faafaa
در سرنوشت

سالهاست که معنای این را نفهمیده ام “رفت و آمد” یا “آمدو رفت” ؟……… آدمها میروند که برگردند ، یا میآیند که بروند…….