دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به گروه سرنوشت خوش آمدید
تو را بر من حرام كردند... نمیدانم این كار خدا بود یا #سرنوشت..!

جزئیات گروه

شناسه 424
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 882 پست
عضو 188 کاربر
طرفدار 3 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 209
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 573
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 115

کاربران گروه

(185 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

سرنوشت
شناسه‌: 424 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
faafaa
faafaa
در سرنوشت

هنوز هم دلم تنگ ميشود براي محض حرف زدنت و براي تكيه كلامهايت كه نمي دانستي فقط كلام نبود بلكه من هم به آن تكيه زده بودم.............

faafaa
faafaa
در سرنوشت

به شدت در خود احساس نیاز جنسی میکنم ...... احساس نیاز به کسی از "جنس" آدم.......

faafaa
faafaa
در سرنوشت

یه پیچ رو هر چقدر سفت کنی ، موقع باز کردن ، همونقدر باید زور بزنی ... حالا هی منو بپیچون .. به موقعش دارم برات………..

♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
در سرنوشت

زندگی 3 چیز است: اشکی که خشک می شود، لب خندانی که محو می شود، یادی که می ماند و فراموش نمی شود.

faafaa
faafaa
در سرنوشت

نمـی شود دوستـت نداشـت………. لجـم هم کـه بگـیرد از دستت، نهایـتش این است که دفـترچه خاطـراتم، پر از فـحش های ِ عاشقانه می شود ……………….../.

faafaa
faafaa
در سرنوشت

باران که می آید مادرم غر میزند که تازه دیروز شیشه ها را تمیز کرده……… پیرمردی توی تاکسی از سوراخ بودن ایزوگام خانه اش مینالد و پسرش که سالی یکبار هم یادی از او نمیکند……. جوان فشن صندلی بغلی هم لابد دلخورست از باران که موهایش را به هم ریخته……. شاید هیچ کس مثل من از باران خوشحال نباشد………… آخر باران که میبارد هیچ کس از خیسی چشمانت سوالی نمیکند………….

♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
در سرنوشت

از بازی روزگار آموختم برای آنچه که دارم شاکر باشم و راضی، نه برای آنچه نداشتم ناراضی و طلبکار.!

faafaa
faafaa
در سرنوشت

خدایا ...مطمئنی که با برگِ برنده من دُلـــمه درست نکردی؟......................

faafaa
faafaa
در سرنوشت

دست هایم خالیست…… و درونم سرشار…….. پرم از آرزوهای پوشالی…… و چه زیباست…… پشت پا زدن به آن هایی که می رنجونن……….. و چه خوب است…. گاه گاهی دروغ بگویی به دلت……. و نگذاری که بداند…. بی نهایت تنهاست !!!........

faafaa
faafaa
در سرنوشت

توي دنيام مثل يك درخت خشك شدم ! نمي دونم بايد در انتظار بهار باشم يا هيزم شكن پير ................

faafaa
faafaa
در سرنوشت

من خالي‌ از عاطفه و خشم ; خالي‌ از خويشی و غربت گيج…….. و مبهوت بين بودن و نبودن ،عشق آخرين همسفر من……. مثل تو منو رها کرد ..حالا دستام موندن و تنهایی من.............

faafaa
faafaa
در سرنوشت

بیشتر آدم ها زمانی نا امید می شوند که چیزی به موفقیتشون نمونده . .!.................

faafaa
faafaa
در سرنوشت

از شب پرسیدم ؛ چه بنویسم برای کسی که دوسش دارم ؟ ... گفت ؛ ؛گور باباش بگیر بخواب....................

faafaa
faafaa
در سرنوشت

انسانها هرگز دو چیز را از یاد نمیبرند.... اوّلین نفری که عاشق اش شدند و نخستین شخصی که در آغوشش خوابیدند...زیرا نخستین عشق با افسوس یا نفرت و یا اشک به یاد میآید و اوّلین عشقبازی با حسرت یا لذت و یا لبخند. و بیچاره کسی که اشک و لبخندش ، هر دو ، به یاد یک نفر باشد..

این ارسال را بازنشر کرده است.
faafaa
faafaa
در سرنوشت

وفای اشک را نازم که در شبهای تنهایی ،............ گشاید بغض هایی را که پنهان در گلو دارم............