mahtab
هیچ اعتنا نمی کنم به آن سرنوشت ِ لات ِسمج , که لم داده گوشه ی صندلی و از بس ودکا خورده نفس هایش بوی لا قیدی گرفته اند . . . ( لادن جمالی )
پسرک
یه عمره که تورو دوس دارم .. حالا چجوری به یکی دیگه بگم دوست دارم .. تو می تونی اما از من بر نمیاد ..
بـهـــار
انسان...موجودیست که...گاهی سیگار...گاهی درد میکشد...انسان موجودیست که گاهی...سیگار را...با درد میکشد!!.. .....
پسرک
نمی خوام برم توو خلا یاد تو ؛ که نیستی ..
mahtab
این که باید "فراموش ات می کردم" را هم فراموش کردم ! تو تکراری ترین " حضور ِ " روزگار ِ منی و من عجیب ؛ ...به آغوش ِ تو از آن سوی فاصله ها خو گرفته ام ....(سیدمحمد مرکبیان)
mahtab
می دانم سكوت، يك اشتباه ِ تاريخی ست. می دانم سكوت، انزوای ِ زندگی ام است. می دانم. و ساكت تر از هميشه، با نگاهی تهی، فقط نگاه می كنم.
mahtab
امشب به اندازه ی همه ی ستاره ها ...خسته ام .... خواب ، واژه ی شیرین این لحظه ها است ؛ من تلخی ِ بیداری را خواب می بینم.
سنگ ِ تیپاخورده رنجـ ـور
هیچ کس باور نمی کند اما این قایق کاغذی ما را خواهد برد به کومه ای دور دست که پلکش را تنها رو به مِه باز می کند تا بی آنکه گونه ام گل بیفتد باز هم بخواهمت
سنگ ِ تیپاخورده رنجـ ـور
تنها به دلقكی فكر كن كه در وان حمام اشك می ریزد و قطرات قهوه بر روی دمپایی هایش می چكد
سنگ ِ تیپاخورده رنجـ ـور
كلاغه میگه قار قار مادره میگه زهر مار پدره میگه ولش كن از خونه بیرونش كن چادرسیاه سرش كن تو بشت بوم چالش كن
سنگ ِ تیپاخورده رنجـ ـور
در سرزمینِ من ... در سرزمینِ من، روزنامه لال به دنیا میآیَد، رادیو کَر و تلویزیون کور... و کسانی که طالبِ سالم زاده شُدنِ این همه باشند را، لال میکُنَندُ میکُشند، کَر میکُنَندُ میکُشند، کور میکُنَندُ میکُشند... در سرزمینِ من! آه! سرزمین من! شیرکو بی که س(ترجمه ی یغما گلرویی)
mahtab
بد نیستم....تو هم بد نباشی خوب است...حواشی خیالم پر از بی برگی است...و حوالی خانه مان هیچ اتفاق تازه ای نمی افتد...شهر پر از هوای پاک است و مطبوع...ببین.
mahtab
انسان...موجودیست که...گاهی سیگار...گاهی درد میکشد...انسان موجودیست که گاهی...سیگار را...با درد میکشد!!...