Masih
«انقلاب، شاید اولین مخلوق ِ واقعیست که از بدیههسرایی بهوجود میآید... کاملترین نمونهیِ آشفتگی ِ نظمیافته در جهان.» {الچه}{عکس از اسبالدو سالاس}
پسرک
به نام خداوندی که "تو"را آفرید ...
Masih
«از پیاده رو کنار برو/ مراقب باش وگرنه تو را له میکنم/ من دارم میآیم/ میآیم تا دنیا را تسخیر کنم.» ترانهای کوبایی برایِ ستوانی که سیگاربهلب(!) و با لهجهیِ آرژانتینی حرف میزند.
Masih
«تاریخ مرا تبرئه خواهد کرد.» 16 اکتبر 53
Masih
سیگارت را بکش... همهچیز درست میشود... همهچی[یز] {عکس از رائول کورالس، 59}
Masih
انقلابیای که پشتِ میز بنشیند فاسد میشود... به فیدل گفت و پُک عمیقی به سیگار زد. . .
Masih
یادَش همیشه بهخیر. . . بزرگمردِ سیگار بهدستِ تاریخ!
پسرک
یه پک محکم به سیگارش زد .. یکم منو نگا کرد .. آروم ته سیگارشو فشار داد توو زیر سیگاری ... من با نگام التماسش کردم که دیگه نکش ... گفت به کسی نگی من سیگار میکشما ..
پسرک
هرچی ته کوچه رو نگاه کردم خبری نبود .. چشام یخ زد به انتهای این کوچه لعنتی ..بیا .. بیا .. تو میای ... ... برفم عین چی داره میباره .. آسمون لعنتی ... خسته ام از این انتظار ... میترسم دلم یخ بزنه ...
پسرک
هـــا هــــا ؛ چیه دستات سردشونه ؟ دستاتو بذار توو دستام ... منم سردمه اما قول میدم گرمشون کنم با گرمای قلبم ... من دستاتو گرم کردم ... اما تو چی؟ بجاش دلمو سوزندی ..
پسرک
پناه می برم به نیکوتین از شر تنهایی ...
پسرک
@chorion با یه بسم الله لای کتابو باز می کنم ... شروع می کنم به خوندن کلمه های قلمبه سلمبه ایی که از سر کول کتاب بالا میره اما نقش فکرم جای دیگست .. یه جای کلمات صدای تو میادو به جای ورق خوردن کتاب انگار سوز سرماست که داره زوزه میکنه ... آخ دستمو تیزیه ورقا برید .. آخ قلبمو شکوندی ... آخ ...
پسرک
یادته ازم پرسیدی : سیگار می کشی؟ .. یه جوری نگات کردمو گفتم : نه؛ و بهت از بدیای سیگار گفتمو ؛ الان زندگیمو توی این دود سیگار می بینم ...
پسرک
میشه تا ابد توی این گروه بمونمو پست بزنم ؟!