دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

جایی برای استراحت ... و کشیدن یک نخ سیگار ... با آرامش

جزئیات گروه

شناسه 116
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 1223 پست
عضو 548 کاربر
طرفدار 20 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 33
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 184
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 86

کاربران گروه

(545 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مزخرفات بین دو سیـگــار
شناسه‌: 116 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
پسرک
footprints in sand snow.jpg پسرک

این روزها و شب ها پُر میشوم از ردپای خاطره ها ..

MiSs
149175_105429516193855_100828189987321_38163_4079020_n.jpg MiSs

گاه عكس نم‌دونم چند...

MiSs
MiSs

سيگار مرده را هم زنده‌ مي‌كند...

سینا
سینا

من تصویری هستم با این شرایط:نصفم توی آفتاب؛نصفم توی سایه.دلیلش هم مهم نیست

BaHaRe
BaHaRe

اگر تو نبودی زمین یک زیر سیگاری گِلی بود جایی برای خاموش کردن بی حوصلگیهام...

پسرک
پسرک

مامان جون هرکی دوس داری درو ببند .. مامان نکن الان خودمو میزنما .. مامان بذار تلفنو جواب بدم ..تروخدا .. صدامونشنوه میمیره ..

پسرک
پسرک

بیچاره دلش برای خودش میسوزدکه گریه می کند نه دل من ... (بسوازن)

پسرک
(((MaheAsal.jpg پسرک

کنار دریا ؛وقتی شبها میری روو پشت بوم به ستاره ها نگاه می کنی یادت نره اون ستاره کوچولو که داره چشمک میزنه همش توودلش میگه که خدایایعنی میشه یه بارم که شده نگاهش به من بیوفته .. خدا یعنی میشه ..

faafaa
faafaa

از کودکی هم نتوانستم فرق میان دو و پنج را بفهمم.خاصه وقتی انگلیسی بودند........از این ساعت های مچی دیجیتال دست می بستیم....ما میگفتیم کامپیوتری.........مثل ساعت داج مدل 99 خشی.........دو و پنج ش را جوری مینوسند که قرینه یکدیگرند...........دو بود و من خیال کردم پنج بود............عاقبت نفهمیدم این فصل دو بود یا پنج..............بیوتن..رضا امیر خانی.......

faafaa
faafaa

بگذریم راه افتادیم....مثل همه سفرها....ایران باشد یا آمریکا..تهران باشد یا نیویورک.........صبح ساعت 6 که راه بیوفتی..........ساعت 10 همه تصمیم میگیرند کنار دست شویی بایستند...........حالا در میانه ی بزرگراه هفتاد باشی یا جاده سلفچگان..صبحانه کاپوچینو غلیظ زده باشی یا چای قند پهلو..............بیوتن...رضا امیر خانی

faafaa
faafaa

شب را ،خانه را و همسر را برای آرامش شما قرار دادیم...................شب است،خانه ام،کنار همسرم و این هر سه مرا آرام نمی کند.........بیوتن.....رضا امیر خانی

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
پسرک
پسرک

قصه ی من و تو مثل سریال جومونگه یک روز آرامش .. یکروز هجوم شکست ها ..

faafaa
faafaa

اگر فکر می کنی روحت ضایع شده ، آنرا اصلاح کن ، پاکیزه کن و به کمال برسان، زیرا در زندگی انسان وظیفه ای شایسته تر از این نیست ، روح خود را اصلاح نکردن یعنی به جستجوی مرگ رفتن !" از جملات دون خوان در کتاب سفر به دیگر سو نوشته کارلوس کاستاندا

faafaa
faafaa

من می ترسیدم از تاریکی ... برای همین صدایم در نمی آمد. صد جور بازی در می آوردم که دیده نشوم. یواش یواش از چشم خودم هم پنهان شدم ... با این گم گشتگی بزرگ شدم. گم گشتگی عمیقی که پیدا شدنی در کار نبود ..." پرنده من - فریبا وفی

این ارسال را بازنشر کرده است.
پسرک
پسرک

داشت میرفت .. گفت "تو هم بامن بیا" .. گفتم "من نمی تونم" ... محکم زد تووگوشم هنوز مبهوت از شدت ضربه ی دست این بچه و چرایی این سیلی که نوش جان کردم .. چشم باز نکرده روی لپم بوسه ایی زدو با چشمانی اشک بار توی آغوش مادرش گمشدو از من روو برگداند .. من گیج از حرکتش هنوز هم دارم خورد میشوم .. خورد ..