فــرشــیـد
اولین باری که عشقم فهمید سیگار میکشم،، مثل بارون بارید . . با گریه قسمم داد " توروخدا دیگه نکش توروخدا ترکش کن" صداش توگوشمه هنوز ! اما من هنوزم که هنوزه دارم میکشم. . آخه چون اونم قسم خورده بود . . که ترکم نکنه ولی رفت . . . . . . !
مهشی ــد
مادر کودکش را شیر می دهد و کودک از نور چشم مادر خواندن و نوشتن می آموزد وقتی کمی بزرگتر شد ... کیف مادر را خالی می کند تا بسته سیگاری بخرد بر استخوان های لاغر و کم خون مادر راه می رود تا از دانشگاه فارغ التحصیل شود وقتی برای خودش مردی شد پا روی پا می اندازد و در یکی از کافه تریاهای روشنفکران کنفرانس مطبوعاتی ترتیب می دهد و می گوید : عقل زن کامل نیست
днᄊαÐя£zα
وینستون نام خوبیست برای سیگار اما آدم را یاد چرچیل می اندازد و مارمولک بازی هایش "بهمن " هم همینطور که اگر فرو بریزد خانه خراب می شوی شاید "تیر" بهترین اسم باشد که با قلب سیگاریها آشناست ... "آزادی " هم که از اصل، جنس خوبی نبود خوب شد که جمعش کردند
فــرشــیـد
ظهر شده و افسوس که من سیگار ندارم... سنت شکنیست ناشتا سیگار نکشیدن من . .
فــرشــیـد
سيگار- لازم ...بعضی آهنگها بدون سیگار... انگار شنیده نمیشوند.
فــرشــیـد
دســت کشــیدم از خودَم از تــو از همه ی دنیا وقتی... اولین سیگارَم را ناشیانه تا انتها کشیـــدَم ...
فــرشــیـد
مساحت خلوتم را... پر کن... فرقی نمیکند... عمودی یا افقی... همینکه ضلعی از چهاردیواری ام...باشی... کا[!]ت...
فــرشــیـد
کارم شده... شب و روز.. دنبال کردن دود غلیظ سیگارم .. و کمی هم زندگی
فــرشــیـد
از ســــــــــیگار نوشتن هم مد شد. . . . .حالا از چـی بگــم بـــرات. . . . ؟
فــرشــیـد
سیگار=سرطان... سرطان=مرگ... مرگ=حق.... حق گرفتنی.... ما تا آخرش پا حقمون وایمیسیم
الهه
هِی گریه کردم ... گریه کردم ... گریه من را ...
ⓟⓐⓡⓘⓐ
پرسيدند چرا سيگار ميكشي؟ گفتم: اولين بار در مه ديده بودمش!!
فــرشــیـد
دیدین رو پاکت سیگار مینویسن: دخانیات ، عامل اصلی سرطان و برای سلامتی زیان اور است؟ . . . کاش یکی هم روی کارت پستالهای عاشقونه ی ما مینوشت: عشق ، عامل اصلی تنهایی و برای قلب ضرر دارد!!
فــرشــیـد
سکـــــوت سهم من است زمانی که جای لبـــ ـآنت را سیــگار سفیدم پُر می کند
فــرشــیـد
هر دو میسوزیم تو به اندازه یک نخ من به اندازه تمام قامتم از دست این روزگار