دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

جایی برای استراحت ... و کشیدن یک نخ سیگار ... با آرامش

جزئیات گروه

شناسه 116
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 1223 پست
عضو 548 کاربر
طرفدار 20 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 33
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 184
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 86

کاربران گروه

(545 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مزخرفات بین دو سیـگــار
شناسه‌: 116 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
Mr.SileNce
Mr.SileNce

روزای نیمه سوخته ، با بوسه های سیگار ...

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

امروز بیشتر از همیشه دلتنگم و سیگارهم ارامم نمیکند نمیدانم دلم را عوض کنم یا سیگارم را

آناهیتا
302356_266901050016159_237824459590485_788181_232848574_n.jpg آناهیتا

سیگارت را پشت دست من خاموش کن ،بگذار این داغ نشانی باشد برای دیگر دل نبستن

soosi
soosi

درست لب بگیر!!! سیگار هم حرمت دارد...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
زندگی تکراری
زندگی تکراری

چو سیگاری مانده و خشک شده تلخ بر کام روزگاران میمانم .....

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

زل به چشمانت که میزدم ، سیگار روشن میکردم ... باشد که هضم کنم آن زیبایی بی نهایت نهفته در چشمانت را. حال که نیستی ، سیگار آتش میزنم... شاید که هضم کنم تلخی عظیم خلا نبودنت را... اما هنوز چشمانت پشت دود سیگار، معصومانه به من پلک میزنند...

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

گوشه ی پنجره ی مشرف به خیابان و و و و سمفونی خوشبختی راه انداخته ایم و دودی غلیظ که در باد فرصت رقصیدن دارد ... ... دود دست در دست پرده سالسای عاشقانه میرقصند و اسپرسوی سرد که چهره ی مرا در هم میکشد شب دست به دست ماه داده تا آرامش را به من یاد بدهد زمان ایستاده زمین گوش به فرمان شب آرامشم مال من است

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

چقـدر شبیــه بـه میشـوم وقتـی کــه تـمام مـیشوم ..، و تـو مـیروی سـراغ دیـگری...!!!

andre
andre

مردي كه خيلي عاشق بود، پشت شيشه آسمان خراش نشسته بود و سيگار مي كشيد... آنقدر عاشق بود كه وقتي آخرين پك را به سيگارش زد يادش رفت كه بايد ته سيگار را پايين بيندازد.. نه خودش را !

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

را پشت ِدست ِدل خاموش کن. تا با دیدنش ببینی ، جاسیگاری پر است. شاید شدن را ترک کنی

این ارسال را بازنشر کرده است.
دینا
دینا

و سرانجام تو در فنجانی چای فرو خواهی رفت مثل قایق در گرداب و در اعماق افق چیزی جز دود غلیظ سیگار و خطوط نامفهوم نخواهی دید...

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

نخی ، پُکی عمیق، و لب‌خندِ تو رووی دیوار. می‌شویم همه با هم امشب!

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

سیگارت را پشت دست من خاموش کن... بگذار این داغ نشانی باشد برای دیگر دل نبستن

الهه
الهه

یک نخ اضافه تر باید دود کنم.گاهی هوا باید بیشتر مه آلود شود.شاید راه خانه ات را گم کنی...(الهه)

پسرک
پسرک

دلم برای خودش تنگ میشود .. گاهی گشاد می شود .. میمیرد ....