راتا
امشب می خوام مست بشم، عاشق يک دست بشم بدون تو نيست بودم، امشب می خوام هست بشم يه جون نا قابلی هست، بذارفدای تو بشه بيفته زير قدمات، تاخاک پای تو بشه کهنه شراب کهنه شراب، امشب بال و پرم بده حرف نگفته خيليه، جرات بيشترم بده امشب می خوام حرف بزنم، خنده کنم، گريه کنم لطفی کن ای ساقی و می، چندين برابرم بده ....
آیینه ی خیال
خش خش برگ های پاییزی ، عصرهای عجیب آبان ماه .....سرفه های غریزی دلچسب ، شعر خیسی خلاصه در یک "آه"......... شاعری بی قرار چشمانت ، پشت دلواپسی سرخ انار ......."عشق" از تار موت می بافد ، بال در می آورد تا "ماه".......
راتا
دلگيرم از عشق هايي كه ...مثل حلقه هاي قليان اول بزرگ ميشود و بعد محو...!!!
راتا
گذشته ي من گذشت..حتي ميتوانم بگويم در گذشت...و من برايش ماه ه و روزها،سوگواري و سكوت كردم..خاطراتم را زير و رو كردم و اي كاش هاي فراوان گفتم... ولي ديگر بس است!!!
راتا
اشک هایم قطـره نیستنـد ! بلکه کلمـاتى هستنـد که مى افتنـد .... فقط بخاطـر اینکه : پیـدا نـمیکنند کسى را که معنــى این کلمـات را بــفهمـد ... !!!
راتا
ویـرانی......!!!! همـیشه که نـباید زلزله بیاید که ویرانی را ببـینی .. همـین کـه با رفتارت میفهمانی .. به رخم میکشی که چقدر تنهایم .. ویران .. ویران شدم ......!!!!
راتا
بعــــضی وقتا دردت اونقـــــدر شخصی میشه که با خــــودتم حرفــ نــــمی زنی... !
راتا
دارم میرم نگو نرو هوا هوای رفتنه .. هر چی بوده تموم شده چاره ما گذشتنه .. دارم میرم تا سرنوشت ما رو به بازی نگیره .....
راتا
انگار دستام سرده سردن انگار چشمام شب تارن آسمون سیاه ابر پاره پاره شرشر بارون داره میباره حالا رفتی و من تنها ترین عاشقم رو زمین تنها خاطراتم تو بودی فقط همین رفتی برو تنها بمون با غصه ها همرا بمون دیگه نمی تونم خسته خستم طلسم غم رو زدم شکستم داره چشمام ابر بارون رو گونه هام شده روون رفتی و رفتی تنها می مونم تا آخر عمر واست می خونم حالا رفتی و من تنهاترین عاشقم رو زمین تنها خاطراتم تو بودی فقط همین .....