دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در یخ بندان نومیدی به چرخ های دلت زنجیر عشق ببند.

جزئیات گروه

شناسه 341
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 877 پست
عضو 201 کاربر
طرفدار 23 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 186
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 163
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 116

کاربران گروه

(198 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بافندگان زنجیره عشق
شناسه‌: 341 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
گمنام
گمنام

@گمنام ياد تو نبض زمان و قلب من ...بوسه هاي تو در قاب هاي يك خيال ... دست عريان دلم در يك قنوت .. خشك گشته در طلب هاي محال .. گمنام .. تقديم به تو ...

گمنام
گمنام

@گمنام مگو تلخي مگو هرگز نرنج تو ... تو كه از اين دل هستي آگاه ... چرا مي دهي هردم تو پندم ... زبانم را بسوازني نگاهم را كني خاموش ... تا با اين تن چه كردي .... كه جانم را ندارد او فراموش .. برو در كوچه ها بگو او ديوانه ي من بود ... ببينيد بر سر ديوانه ام چه آوردم ... شد يك ژنده پوش مست و مدهوش ... ... گمنام ...تقديم به ...

گمنام
گمنام

@گمنام مرگ نقطه ي آغاز من ... در فرار از زندگي خواريست .. كه ز آن پر از خار شده اين دل من ... من به اميد شفا ميميرم ... و به اميد نگاه بخودم در آيينه ي حضرت مرگ مينگرم .. من خدا را از پس مرگ چنان شفاف خواهم ديد .. كه دل بشكسته ي من او طبيب گردد طبيب ... ... گمنام ..

این ارسال را بازنشر کرده است.
آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

چه می خواهی از این خاموشی سرد......؟ زبان بگشا که می لرزد امیدم......! نگاه بی قرارم بر لب توست .......که می بخشی به شادی ها نویدم......! دلم تنگ است و چشم حسرتم باز ......چراغی در شب تارم برافروز......!به جان آمد دل از ناز نگاهت........ فرو ریز این سکوت آشنا سوز ......

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

نزدیکم که میشوی .......شیرین ترین حادثۀ جهان رخ میدهد........ راستی که چه حادثۀ دلنشینی ست........ تصادفِ لب هایت با گونه هایم ...........

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

به من که خیره میشوی.......... خودت میدانی چه میشود ...........پس بینِ خودمان بماند عزیز این قسمت از شعر .............

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

لب هایت را که غنچه میکنی....... درختِ حیاطمان شکوفه میزند........... گل های باغچه میخندند .......و با بوسه هایت بهار میشود...........

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

موهایت را که باز میکنی دست هایم راهشان را گم میکنند ........و سر از لا به لای موهایت در می آورند....... و باد بی اختیار عاشقت میشود........

این ارسال را بازنشر کرده است.
آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

صدای قدم هایت که می آید دلهره هایم پا به فرار میگذارند ........و آرزوهایم دوباره نفس میکشند..........

آیدا
d965_10661_17732900243874.jpg آیدا

مـاه مـن ..... بــایـد بـبـیـنـمـت! چــرا که روی نــوار قـلــبی ام پـیــوسـتــه نــام تــو بــود و پــزشــک نـیــز بــر آخــریــن نـســخـه ام . . . تــو را تــجـویــز کــرده اســت! ! !

این ارسال را بازنشر کرده است.
آیدا
x57.jpg آیدا

. بید مجنون نبود از روز ازل بوسه های هر شبِ ماه دید بر لبِ آب وُ مجنون شد

این ارسال را بازنشر کرده است.
آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

یاد از آن روز که در کلبه ی من جای تو بود ........سر شوریده ی من خانه ی سودای تو بود............

این ارسال را بازنشر کرده است.
آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

بعد ِ تو .........هیچ کسی دوست داشتنی نیست ................

Alireza
Alireza

دیـــگــــه دنـــیـــا بــــرام غــــمــــگــــیـــن و بــــی روحــــه ، بــــــدون ِ تـــــو دلــــم آروم نـــمــــیـــگـــیــــره . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

چه تقدیری از این بهتر ......... من از عشق تو می میرم ..............

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

دلت که شد از جنس عشق ........ زنجیره ها خود به خود درهم تنیده خواهند شد ............