دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در یخ بندان نومیدی به چرخ های دلت زنجیر عشق ببند.

جزئیات گروه

شناسه 341
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 877 پست
عضو 201 کاربر
طرفدار 23 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 186
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 163
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 116

کاربران گروه

(198 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بافندگان زنجیره عشق
شناسه‌: 341 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
گمنام
گمنام

@گمنام ياد تو نبض زمان و قلب من ...بوسه هاي تو در قاب هاي يك خيال ... دست عريان دلم در يك قنوت .. خشك گشته در طلب هاي محال .. گمنام .. تقديم به تو ...

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

بافتن زنجیر عشق؟؟!! کار هر کس نیست بافتن زنجیر عشق...!دلی از جنس عشق می باید...

این ارسال را بازنشر کرده است.
علي علي
علي علي

وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیش‌تر تنهاست. چون نمی‌تواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد. و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق می‌کند، تنهایی تو کامل می‌شود...

این ارسال را بازنشر کرده است.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

هوای مُردن بیخ گوش من است ... همانجایی که روزی رد نفسهای تو بود ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
مانی
1304575679825761.png مانی

عشق کار همه کس نیست ، اون رو با هوس اشتباه نگیریم

این ارسال را بازنشر کرده است.
آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

در یخ بندان نومیدی .......به چرخ های دلت ........زنجیــــــــــــر ِ عشـــــــــق.......... ببند.............

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

تار و پودش را ببافیم به عشــــــق .......زندگی فرصت غم خوردن نیست ..........

Andishgar
Andishgar

دلم بارانی می خواهد که بشوید هرآنچه که تو را از من می گیرد!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

آجر می چینم روی هم تا دورِ بودنــــم ......آنقـدر که دیــواری شود تا هیچ احسـاســی ......... نـتوانــد سَــرَک بکشد و سَر به سَرم بگذارد ......... من جــایی از دیــروز جــا مانـــدم که دست هایم را زیرِ بــــــاران شستم از ......."عشــــق" ......

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

در یخ بندان نومیدی .......به چرخ های دلت ........زنجیــــــــــــر ِ عشـــــــــق.......... ببند.............

...غزلواره ...
...غزلواره ...

تظاهـــــر به شـــادی میــکنم ! حرفـــ میزنم مثلـ همه ... اما ... خیلیـ وقت استــ مرده امـــ ! دلم می خواهد ببـــــــارم ... و کسیـــ نپرسد چرا ... ! تو چه می فهمی این روزها ادای زنده ها را در میـــــــآورم .......

این ارسال را بازنشر کرده است.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

همه کافه های شهر را سر زده ام... هیچ کدام قهوه را مثل تو دم نمی کنند... تو قهوه را با عشق آسیاب می کنی! ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

واژه ها را طوری می تنییم درهم ... عشق را سلام دهند ......

این ارسال را بازنشر کرده است.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

"من"... گاهی این واژه چقدر برایمان غریب است "من" ی که نمی شناسیم و حتی گاهی در پی فرار از آن هستیم ... اما یادمان باشد که این "من" یعنی "خــــــــــــدا" پس "من" را بشناسیم ظلمش نکنیم ...نرنجانیمش ...ضربه اش نزنیم ...و دوستش بداریم ... «خـــــدا» در «مـــــن» است.....

این ارسال را بازنشر کرده است.
...غزلواره ...
18604310228390250849.jpg ...غزلواره ...

زودتــــــــر از من شــــــــال و کلاه می کندُ بیقـــــــــرارِ قرارِ دیــــــــدارِ تو می شــــود... دستــــــــــ و پایش را گم می کند... دختـــــــــــرک عجولی ستـــــــ دل ِبی تابـــــــــــ ِمن ...وقتــــــــــ ملاقاتــــــــــــــــ تو! ......

این ارسال را بازنشر کرده است.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

آرامــــــــش ... محصول ِ تفکــــــــــــر نیست ... بلکه ... هُـــــنر ِ نیندیشیدن به انبوه مسائلی است که ارزش ِ فکــــــــر کردن ... ندارند.........

این ارسال را بازنشر کرده است.