دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در یخ بندان نومیدی به چرخ های دلت زنجیر عشق ببند.

جزئیات گروه

شناسه 341
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 877 پست
عضو 201 کاربر
طرفدار 23 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 186
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 163
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 116

کاربران گروه

(198 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بافندگان زنجیره عشق
شناسه‌: 341 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
گمنام
گمنام

@گمنام ياد تو نبض زمان و قلب من ...بوسه هاي تو در قاب هاي يك خيال ... دست عريان دلم در يك قنوت .. خشك گشته در طلب هاي محال .. گمنام .. تقديم به تو ...

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

خسته ام از تظاهر به ایستادگی از پنهان کردن زخم هایم زور که نیست ! دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است....! .........اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم میخواهم لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا...! چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید و مثل هر روز باشد....؟؟؟

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

سکوت و انتظار و بغض و بارون ... نه عطری نه نگاهی نه یه لبخند,چطور عادت کنم به دوری از تو... مگه میشه که از عشق تو دل کند ؟ من از بس عالم درد سنگین تو سینم ,من اینجا تا دلت بخواد تنهام ... من اینجا تا دلت بخواد غمگینم..

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

خدایا من از هر دستی که دادم دست دیگرم فقط انتظار کشید

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

پروردگارا ببخش مرا که انقدر حسرت نداشته هایم را خوردم...شاکر داشته هایم نبودم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

نگران نباش.... من آنقدر امروز و فرداهاي نيامدن را ديده ام , که ديگر هيچ وعده ي بي سرانجامي , خواب و خيال آرزويم را آشفته نمي کند ! حالا ياد گرفته ام که فراموشي ...دواي درد همه ي نيامدن ها و نداشتن ها و نخواستن هاست . ياد گرفته ام , که از هيچ لبخندي , خيال دوست داشتن به سرم نزند... ياد گرفته ام که بشنوم: - «تا فردا...» و به روي خودم نياورم که فرداها هيچوقت نمي آيند! ... نگران نباش .... عادت مي کنيم...

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟ گفتم: خدایا دلم را ربودند گفت: پیش از من؟ گفتم: خدایا چقدر دوری گفت: تو یا من؟ گفتم: خدایا تنها ترینم گفت: پس من؟ گفتم: خدایا کمک خواستم گفت: از غیر من؟ ...گفتم: خدایا دوستت دارم گفت: بیش از من؟

پـدربـزرگـــ ایـرانـی ... 8
پـدربـزرگـــ ایـرانـی .....

..... در دل رویای هرشب خواب میبینم تو را / خواب شب پوچ است من بیدار میخواهم تو را ..........

matin
matin

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش، سوزو نوايي نکنيم پر پروانه شکستن،هنر انسان نيست گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم يادمان باشد ، سر سجاده عشق جز براي دل محبوب، دعايي نکنيم يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم ......

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

چشام تو چشمت انگار ......گل نرگس تو آبه .........به این گلدون زیبا ..............بذار آفتاب بتابه ..............

matin
matin

تنهایى آدما به عمق یک دریاست، اما براى پر کردنش یه قطره محبت کا[!]ت!

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

میاد بارون احساس .............از ابر تیکه تیکه ..........که سقف نازک دل دوباره کرده چیکه .......

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

با غروب این دل گرفته مرا......... می رساند به دامن دریا........... می روم گوش می دهم به سكوت ............چه شگفت است این همیشه صدا ..........لحظه هایی كه در فلق گم شد ...........با شفق باز می شود پیدا............ چه غروری چه سرشكن سنگی ..............موجكوب است یا خیال شما .................

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید.............. و چه بی ذوق جهانی كه............... مرا با تو ندید ................

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

دریا و من چه قدر شبیهیم... گرچه باز من سخت بیقرارم و او بیقرار نیست.... با او چه خوب می شود از حال خویش گفت.... دریا كه از اهالی این روزگارنیست.... امشب ولی هوای جنون موج میزند .....دریا سرش به هیچ سری سازگار نیست ......ای كاش از تو هیچ نمی گفتمش ببین.......... دریا هم اینچنین كه منم بردبار نیست ..............

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

اینجا ........برای از تو نوشتن....... هوا كم است ....دنیا ......برای از تو نوشتن ........مرا كم است .........