یه روزسروش رفیقم با دوس دخترش رو بیرون دیدم… رفتم بغلش کردم گفتم به به آقا پدرام… شما کجا اینجا کجا!! دختره گفت مگه اسمت شهاب نبود؟؟ گفتم به شما گفته شهاب؟؟ این عادتشه به همه دخترا یه اسم جدید میگه! راستی من دیگه باید برم… فقط سارا گفت بهت بگم خیلی بیمعرفتی!!! هیچی دیگه… الان متواری ام. درخواست پناهندگی دادم!!!
جا زدن که نه .. یه زمانایی نمیشــ ه .. شرایط طوری ِ که نمیشه .. هرکاریش میکنی ..
و بدیش اینه این ُ بدونی ُ نتونی .. خاطراتی داشته باشی که فراموش شدنی نیست .. دوست داشتنش با وجودت عجین شده باشه .. حتا با اینکه میدونی نمیرسین ، نتونین جدا شدین و جدایی رو هی ب تاخیر بندازین .. خیلی بده ..
این یک لواشک به پهنای بیشتر از لبتابمه که تو خونه مادر بزرگه تهیه شده و شامل چند میوه خوشمزه میباشد...صرفا جهت اطلاع و تمیز شدن مانیتور خدمتتون عرض کردم...رهگذر
@..::بانو پلنگ::.. نه میشناسمت نه ازت خوشم میاد سیب و گلابی و آلبالو و گیلاس داشتیم پلنگ دیگه از کجا اومد 2روز دیگه خرس و گرازم میاد خلاصه مراحم شدم بگم تولدت مبارک بانو گزگا همین